دفتر ۱  ·  28 beyts

بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت

با این بخش گفت‌وگو کن — ask the Masnavi about this section

پرسش دلخواه دربارهٔ مثنوی… open Ask →
  1. M1:1553 بود بازرگان و او را طوطیی در قفس محبوس زیبا طوطیی
  2. M1:1554 چونک بازرگان سفر را ساز کرد سوی هندستان شدن آغاز کرد
  3. M1:1555 هر غلام و هر کنیزک را ز جود گفت بهر تو چه آرم گوی زود
  4. M1:1556 هر یکی از وی مرادی خواست کرد جمله را وعده بداد آن نیک مرد
  5. M1:1557 گفت طوطی را چه خواهی ارمغان کارمت از خطهٔ هندوستان
  6. M1:1558 گفتش آن طوطی که آنجا طوطیان چون ببینی کن ز حال من بیان
  7. M1:1559 کان فلان طوطی که مشتاق شماست از قضای آسمان در حبس ماست
  8. M1:1560 بر شما کرد او سلام و داد خواست وز شما چاره و ره ارشاد خواست
  9. M1:1561 گفت می‌شاید که من در اشتیاق جان دهم اینجا بمیرم در فراق
  10. M1:1562 این روا باشد که من در بند سخت گه شما بر سبزه گاهی بر درخت
  11. M1:1563 این چنین باشد وفای دوستان من درین حبس و شما در گلستان
  12. M1:1564 یاد آرید ای مهان زین مرغِ زار یک صبوحی در میان مرغزار
  13. M1:1565 یاد یاران یار را میمون بود خاصه کان لیلی و این مجنون بود
  14. M1:1566 ای حریفانِ بت موزون خود من قدحها می‌خورم پر خون خود
  15. M1:1567 یک قدح می‌ نوش کن بر یاد من گر نمی‌خواهی که بدهی داد من
  16. M1:1568 یا به یاد این فتادهٔ خاک‌بیز چونک خوردی جرعه‌ای بر خاک ریز
  17. M1:1569 ای عجب آن عهد و آن سوگند کو وعده‌های آن لب چون قند کو
  18. M1:1570 گر فراق بنده از بدبندگی‌ست چون تو با بد، بد کنی پس فرق چیست؟
  19. M1:1571 ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ با طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ
  20. M1:1572 ای جفای تو ز دولت خوب‌تر و انتقام تو ز جان محبوب‌تر
  21. M1:1573 نار تو اینست نورت چون بود ماتم این، تا خود که سورت چون بود
  22. M1:1574 از حلاوتها که دارد جور تو وز لطافت کس نیابد غور تو
  23. M1:1575 نالم و ترسم که او باور کند وز کرم آن جور را کمتر کند
  24. M1:1576 عاشقم بر قهر و بر لطفش بجد بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
  25. M1:1577 والله ار زین خار در بستان شوم همچو بلبل زین سبب نالان شوم
  26. M1:1578 این عجب بلبل که بگشاید دهان تا خورد او خار را با گلستان
  27. M1:1579 این چه بلبل این نهنگ آتشیست جمله ناخوشها ز عشق او را خوشیست
  28. M1:1580 عاشق کلست و خود کلست او عاشق خویشست و عشق خویش‌جو

↓ download .txt ↓ JSON