Read Daftar 1 Section 96 ← previous · next →

بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان

Interpretation of 'Whatever God wills, comes to pass.'

  1. M1:1884 این همه گفتیم لیک اندر بسیچبی‌عنایات خدا هیچیم هیچ
  2. M1:1885 بی عنایات حق و خاصان حقگر ملک باشد سیاهستش ورق
  3. M1:1886 ای خدا ای فضل تو حاجت روابا تو یاد هیچ کس نبود روا
  4. M1:1887 این قدر ارشاد تو بخشیده‌ایتا بدین بس عیب ما پوشیده‌ای
  5. M1:1888 قطرهٔ دانش که بخشیدی ز پیشمتصل گردان به دریاهای خویش
  6. M1:1889 قطرهٔ علمست اندر جان منوارهانش از هوا وز خاک تن
  7. M1:1890 پیش از آن کین خاکها خسفش کنندپیش از آن کین بادها نشفش کنند
  8. M1:1891 گرچه چون نشفش کند تو قادریکش ازیشان وا ستانی وا خری Though when the earth absorbs it, You are ableTo reclaim it from them, and buy it back.Even if the drop of knowledge is absorbed by the physical world, God has the power to retrieve it and restore it to its original, pure state.
  9. M1:1892 قطره‌ای کو در هوا شد یا که ریختاز خزینهٔ قدرت تو کی گریخت
  10. M1:1893 گر در آید در عدم یا صد عدمچون بخوانیش او کند از سر قدم
  11. M1:1894 صد هزاران ضد ضد را می‌کشدبازشان حکم تو بیرون می‌کشد
  12. M1:1895 از عدمها سوی هستی هر زمانهست یا رب کاروان در کاروان
  13. M1:1896 خاصه هر شب جمله افکار و عقولنیست گردد غرق در بحر نغول
  14. M1:1897 باز وقت صبح آن اللهیانبر زنند از بحر سر چون ماهیان
  15. M1:1898 در خزان آن صد هزاران شاخ و برگاز هزیمت رفته در دریای مرگ
  16. M1:1899 زاغ پوشیده سیه چون نوحه‌گردر گلستان نوحه کرده بر خضر
  17. M1:1900 باز فرمان آید از سالار دهمر عدم را کانچ خوردی باز ده
  18. M1:1901 آنچ خوردی وا ده ای مرگ سیاهاز نبات و دارو و برگ و گیاه
  19. M1:1902 ای برادر عقل یکدم با خود آردم بدم در تو خزانست و بهار
  20. M1:1903 باغ دل را سبز و تر و تازه بینپر ز غنچه و ورد و سرو و یاسمین
  21. M1:1904 ز انبهی برگ پنهان گشته شاخز انبهی گل نهان صحرا و کاخ
  22. M1:1905 این سخنهایی که از عقل کلستبوی آن گلزار و سرو و سنبلست
  23. M1:1906 بوی گل دیدی که آنجا گل نبودجوش مل دیدی که آنجا مل نبود
  24. M1:1907 بو قلاووزست و رهبر مر ترامی‌برد تا خلد و کوثر مر ترا
  25. M1:1908 بو دوای چشم باشد نورسازشد ز بویی دیدهٔ یعقوب باز
  26. M1:1909 بوی بد مر دیده را تاری کندبوی یوسف دیده را یاری کند
  27. M1:1910 تو که یوسف نیستی یعقوب باشهمچو او با گریه و آشوب باش
  28. M1:1911 بشنو این پند از حکیم غزنویتا بیابی در تن کهنه نوی
  29. M1:1912 ناز را رویی بباید همچو وردچون نداری گرد بدخویی مگرد
  30. M1:1913 زشت باشد روی نازیبا و نازسخت باشد چشم نابینا و درد
  31. M1:1914 پیش یوسف نازش و خوبی مکنجز نیاز و آه یعقوبی مکن
  32. M1:1915 معنی مردن ز طوطی بد نیازدر نیاز و فقر خود را مرده ساز
  33. M1:1916 تا دم عیسی ترا زنده کندهمچو خویشت خوب و فرخنده کند
  34. M1:1917 از بهاران کی شود سرسبز سنگخاک شو تا گل نمایی رنگ رنگ
  35. M1:1918 سالها تو سنگ بودی دل‌خراشآزمون را یک زمانی خاک باش