沙姆斯集› 抒情詩 129› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۲۹

  1. در شش‌دره‌ای فتاد عاشق بشکن درِ حبس شش‌دری را

G129:6

您的語言

戀人已陷入六門棋盤的絕境,請打破這六門監牢的大門。
詩人說自己被困在感官世界中,就像在波斯雙陸棋中被堵死一樣,懇求戀人將他從這個物質世界的囚籠中解放出來。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

شش‌دره六門棋盤,波斯雙陸棋的一種術語,指棋子被完全困住的絕境。在蘇菲思想中,它象徵著被六個方向(上下前後左右)所限制的物質世界。

全詩 ↗

  1. 1 مشکن دل مرد مشتری را·بگذار ره ستمگری را
  2. 2 رحم آر مها که در شریعت·قربان نکنند لاغری را
  3. 3 مخمور توام به دست من ده·آن جام شراب گوهری را
  4. 4 پندی بده و به صلح آور·آن چشم خمار عبهری را
  5. 5 فرمای به هندوانِ جادو·کز حد نبرند ساحری را
  6. 6 در شش‌دره‌ای فتاد عاشق·بشکن درِ حبس شش‌دری را
  7. 7 یک لحظه معزمانه پیش آ·جمع آور حلقه پری را
  8. 8 سر می‌نهد این خمار از بن·هر لحظه شراب آن سری را
  9. 9 صد جا چو قلم میان ببسته·تنگ شکر معسکری را
  10. 10 ای عشق برادرانه پیش آ·بگذار سلام سرسری را
  11. 11 ای ساقی روح از در حق·مگذار حق برادری را
  12. 12 ای نوح زمانه هین روان کن·این کشتی طبع لنگری را
  13. 13 ای نایب مصطفی بگردان·آن ساغر زفت کوثری را
  14. 14 پیغام ز نفخ صور داری·بگشای لب پیمبری را
  15. 15 ای سرخ صباغت علمدار·بگشا پر و بال جعفری را
  16. 16 پر لاله کن و پر از گل سرخ·این صحن رخ مزعفری را
  17. 17 اسپید نمی‌کنم دگر من·درریز رحیق احمری را

ganjoor: sh129 · public domain