沙姆斯集› 抒情詩 785› 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۵
- تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آنها راست که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند
G785:12
您的語言
你猶豫不決、三心二意,而他們心靈純淨,因為他們捨棄了自己的心,去抓住愛人的心。
你之所以充滿矛盾與懷疑,是因為你執著於自我;而那些心靈清澈的人,早已放棄了自己的私心,完全臣服於他們所愛之人的心意。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
دورای雙重意見,猶豫不決。دودلی三心二意,懷疑。دلبر奪心者,指心愛的人,在此指神或精神導師。
全詩 ↗
- 1 ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند·و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند
- 2 ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز·آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند
- 3 چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم·از ضیا شبصفتان جمله رهِ در گیرند
- 4 ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست·چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند
- 5 آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد·مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند
- 6 هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس·اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
- 7 در فروبند و بده باده که آن وقت رسید،·زردرویان تو را، که می احمر گیرند
- 8 به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشند·به یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند
- 9 آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی·عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
- 10 پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مهروییست·که ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند
- 11 ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهند·اگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند
- 12 تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آنها راست·که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند
- 13 خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق·حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند
ganjoor: sh785 · public domain