沙姆斯集› 抒情詩 785› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۵

  1. در فروبند و بده باده که آن وقت رسید، زردرویان تو را، که می احمر گیرند

G785:7

您的語言

關上門,賜下酒吧,因為時候已到,讓祢那些面色蠟黃的人,能拿起鮮紅的美酒。
(對神或導師說)請隔絕外界的干擾,賜予我們靈性的瓊漿吧,因為時機已成熟,那些因渴望而憔悴的追尋者正等待著被神恩染紅。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

زردرویان臉色蠟黃的人,象徵因長期苦修、渴望或分離之苦而憔悴的戀人。می احمر紅酒。紅色象徵生命、熱情與靈性醉境。

全詩 ↗

  1. 1 ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند·و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند
  2. 2 ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز·آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند
  3. 3 چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم·از ضیا شب‌صفتان جمله رهِ در گیرند
  4. 4 ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست·چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند
  5. 5 آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد·مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند
  6. 6 هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس·اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
  7. 7 در فروبند و بده باده که آن وقت رسید،·زردرویان تو را، که می احمر گیرند
  8. 8 به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشند·به یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند
  9. 9 آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی·عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
  10. 10 پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مه‌روییست·که ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند
  11. 11 ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهند·اگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند
  12. 12 تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آن‌ها راست·که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند
  13. 13 خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق·حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند

ganjoor: sh785 · public domain