沙姆斯集› 抒情詩 785› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۵

  1. ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند

G785:4

您的語言

那些絕望者,他們的天命之杯已被擊碎,當他們見到我們的臉,便從頭重獲歡欣。
即使是那些被命運徹底擊垮、心碎絕望的人,一旦遇見我們,也能重新找回生命的喜悅與活力。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

فلک天體,天空,常指命運或天命。طرب歡樂,喜悅,尤指由音樂或美酒引發的狂喜狀態。

全詩 ↗

  1. 1 ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند·و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند
  2. 2 ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز·آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند
  3. 3 چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم·از ضیا شب‌صفتان جمله رهِ در گیرند
  4. 4 ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست·چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند
  5. 5 آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد·مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند
  6. 6 هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس·اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
  7. 7 در فروبند و بده باده که آن وقت رسید،·زردرویان تو را، که می احمر گیرند
  8. 8 به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشند·به یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند
  9. 9 آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی·عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
  10. 10 پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مه‌روییست·که ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند
  11. 11 ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهند·اگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند
  12. 12 تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آن‌ها راست·که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند
  13. 13 خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق·حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند

ganjoor: sh785 · public domain