沙姆斯集› 抒情詩 785› 詩節 13 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۷۸۵

  1. خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند

G785:13

您的語言

沉默吧,哦,水星的理智!在這愛的集會中,金星的樂音,會將你的所有辯才當作笑柄。
代表邏輯與分析的理智啊,請在此閉嘴!在充滿愛、音樂與美的神聖領域中,你那套雄辯的說辭只會被視為無聊的嘲諷對象。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

عطارد水星。在傳統宇宙觀中,與書寫、溝通、邏輯和理性思維相關聯。زهره金星。傳統上與愛、美、音樂、歡樂和藝術相關聯。تسخر嘲笑,譏諷,取笑。

全詩 ↗

  1. 1 ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند·و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند
  2. 2 ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز·آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند
  3. 3 چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم·از ضیا شب‌صفتان جمله رهِ در گیرند
  4. 4 ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست·چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند
  5. 5 آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد·مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند
  6. 6 هر کی او گرم شد این جا نشود غرّهٔ کس·اگرش سردمزاجان همه در زر گیرند
  7. 7 در فروبند و بده باده که آن وقت رسید،·زردرویان تو را، که می احمر گیرند
  8. 8 به یکی دست میِ خالصِ ایمان نوشند·به یکی دستِ دگر پرچمِ کافر گیرند
  9. 9 آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی·عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
  10. 10 پسِ این پردهٔ ازرق صنمی مه‌روییست·که ز نورِ رخش انجم همه زیور گیرند
  11. 11 ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برَهند·اگر او را سحری گوشهٔ چادر گیرند
  12. 12 تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آن‌ها راست·که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند
  13. 13 خمش ای عقلِ عطارد! که در این مجلسِ عشق·حلقهٔ زهره بیانت همه تسخر گیرند

ganjoor: sh785 · public domain