دیوان شمس غزل ۵۹۹ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · G599 · ۱۰ بیت

غزل شمارهٔ ۵۹۹

این غزل دعوتی است به بیداری و شب‌زنده‌داری در یک شب خاص و روحانی. مولانا می‌گوید که خوابیدن در چنین شبی، فرصت بی‌نظیر وصال معشوق و دریافت عنایات الهی را از بین می‌برد. این شب، زمان کوشش، خدمت و جستجوی معنوی است که می‌تواند به دگرگونی کامل روح و جان منجر شود.

این غزل با شگفتی از امکان خوابیدن در شبی چنین استثنایی آغاز می‌شود، شبی که چشم عاشق به دیدار معشوقی چون پادشاه روشن است (بیت ۱). مولانا به عاشق هشدار می‌دهد که بیدار بماند، زیرا معشوقِ «بهانه‌جو» ممکن است خوابیدن را گناهی به‌شمار آورد و این بهانه‌ای برای دوری شود (بیت ۲). سپس، غزل به ستایش عاشق راستین می‌پردازد: آنکه چالاک و صادقانه شب‌زنده‌داری می‌کند تا از عالم بالا پاداش و سپاه معنوی دریافت کند (بیت‌های ۳ و ۴). تصویرسازی‌ها عمیق‌تر می‌شود؛ عاشق همچون یک جنگاور (غازی) از تاریکی شب چون طنابی برای بیرون کشیدنِ یوسفِ روح از چاه ظلمانی نفس استفاده می‌کند (بیت ۵). در مقابل، روح محروم به شتری ناامید تشبیه می‌شود که در پی اندک کاهی برای تغذیه می‌گردد (بیت ۶). در بیت ۹، به صراحت این شب را «شب قدر» می‌نامد و راه رسیدن به فیض را خاموشی و خدمت معرفی می‌کند تا دل به وجد و شیدایی الهی («وله») برسد. تکرار فعل «یابد» در پایان هر بیت، بر مفهوم جستجو و دستیابی به موهبت‌های معنوی تأکید می‌کند و غزل را به سرودی در باب امید و امکان تحول در دل شب تبدیل می‌سازد.

ai-draft · gemini-2.5-pro

هر بیت را بگشایید — صفحهٔ خودش را دارد: برگردان، شرح، واژه‌های دشوار.

  1. G599:1 امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابدوان چشم کجا خسپد؟ کاو چون تو شهی یابد ای جان، امشب عجیب است اگر خواب بتواند راهی پیدا کند؛آخر چطور آن چشمی که پادشاهی چون تو را می‌بیند، به خواب می‌رود؟امشب که شب وصال توست، خوابیدن ممکن نیست؛ چشمی که شاهد حضور توست، هرگز نمی‌تواند بسته شود.
  2. G599:2 ای عاشق خوش‌مذهب زنهار مخسب امشبکان یار بهانه‌جو بر تو گنهی یابد ای عاشقی که راه و روشی نیکو داری، آگاه باش و امشب نخواب،چرا که آن معشوق بهانه‌گیر، بر تو خطایی خواهد یافت.ای عاشق، امشب بیدار بمان، زیرا معشوق همیشه منتظر بهانه‌ای است و ممکن است خواب تو را دلیلی برای رنجش خود قرار دهد.
  3. G599:3 من بنده آن عاشق کاو نر بود و صادقکز چستی و شبخیزی از مه کلهی یابد من غلام آن عاشقی هستم که مردانه و راستین است؛آنکه از چالاکی و سحرخیزی‌اش، از ماه تاجی به دست می‌آورد.من شیفته‌ی عاشقی هستم که با همت و صداقت، در دل شب چنان تلاش می‌کند که به مقامی نورانی و والا همچون ماه می‌رسد.
  4. G599:4 در خدمت شه باشد شب همره مه باشدتا از ملاء اعلا چون مه سپهی یابد او شب‌ها در خدمت پادشاه (معشوق) و همراهِ ماه است،تا سرانجام از عالم بالا، مانند ماه، سپاهی (از انوار و معانی) به دست آورد.چنین عاشقی شب‌ها را به بندگی معشوق و همراهی با انوار معنوی می‌گذراند تا از جهان ملکوت، لشگری از تأییدات غیبی نصیبش شود.
  5. G599:5 بر زلفِ شب آن غازی چون دلو رسن‌بازیآموخت که یوسف را در قعر چهی یابد آن جنگاور روحانی بر گیسوی شب، همچون دلو و طناب بازی کرد،و این هنر را آموخت تا یوسف (روح) را در اعماق چاه (تن) پیدا کند.عاشقِ مبارز، از تاریکی شب مانند طنابی استفاده می‌کند تا روحِ زندانی خود را، که همچون یوسف در چاه است، نجات دهد.
  6. G599:6 آن اشتر بیچاره نومید شدست از جومی‌گردد در خرمن تا مشت کهی یابد آن شتر بی‌نوا که از دریافت جو ناامید شده است،در اطراف خرمن می‌گردد تا شاید مشتی کاه به دست آورد.روح عاشق، که از رسیدن به مقصود اصلی ناامید شده، به کمترین توجه یا عنایت از سوی معشوق نیز راضی است.
  7. G599:7 بالش چو نمی‌یابد از اطلس روی توباشد ز شب قدرت شال سیهی یابد وقتی که بالشی از اطلسِ چهره‌ی تو نمی‌یابد،باشد که از شب قدر، شالی سیاه نصیب خود کند.عاشق اگر به وصال چهره‌ی درخشان تو نمی‌رسد، امیدوار است که از برکت این شب بزرگ، دست‌کم جامه‌ای متبرک (هرچند تیره) به دست آورد.
  8. G599:8 زان نعل تو در آتش کردند در این سوداتا هر دل سودایی در خود شرهی یابد در این معامله‌ی عشق، نشانه‌ی تو را در آتش گداختند،تا هر دلِ سودازده‌ای، در درون خود اشتیاقی سوزان بیابد.اثر و نشان تو را در آتش عشق گداخته‌اند تا حرارت و شور آن به هر دل عاشقی سرایت کند و او را مشتاق‌تر سازد.
  9. G599:9 امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کنتا هر دل اللهی ز الله ولهی یابد امشب، شب قدر است؛ پس سکوت کن و به خدمت بپرداز،تا هر دلی که خدایی است، از خودِ خدا بی‌خودی و شیدایی یابد.امشب شب قدر است؛ خاموش باش و بندگی کن تا دل‌های خداجو، مستقیماً از خداوند حالتی از وجد و بی‌خویشی دریافت کنند.
  10. G599:10 اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدشتا ماه بلند تو با مه شبهی یابد در پیِ خورشید وجود او، شب‌روی کن و به دنبال امیدت برو،تا ماهِ بلندمرتبه‌ی تو، به آن ماهِ کامل شباهتی پیدا کند.برای رسیدن به معشوق که همچون خورشید است، در تاریکی شب با امید حرکت کن، تا روح تو که مانند ماه است، از او نور بگیرد و کامل شود.

ganjoor: sh599 · public domain