読む›巻 3
巻 3 · 4809 対句 · 228 節
دفتر سوم
Book III
❋ ❋ ❋
- 001 بخش ۱ - سر آغاز冒頭 68 対句
- 002 بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیلبچه از حرص و ترک نصیحت ناصح貪欲のために象の子を食し、忠告者の助言を無視する者たちの物語 36 対句
- 003 بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیلبچگان象の子に干渉する者たちの物語の続き 33 対句
- 004 بخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیل象の物語に戻る 34 対句
- 005 بخش ۵ - بیان آنک خطای محبان بهترست از صواب بیگانگان بر محبوب愛する人に対する愛する者たちの過ちは、よそ者たちの正しさよりも優れているという表明 8 対句
- 006 بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکردهای神がモーセに「罪を犯していない口で私を呼べ」と命じる 9 対句
- 007 بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق استアッラーと言うこと自体が、神の「ここにいるぞ」という応えであるという表明 47 対句
- 008 بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار村人が懇願と熱心さをもって都会人を誘惑し、食事に招く 46 対句
- 009 بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفاシバの人々の物語と、彼らを傲慢にした恵み、そしてその傲慢と不信心の災いが彼らに降りかかったこと、そして感謝と忠誠の美徳の表明 16 対句
- 010 بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او毎朝、イエス・キリストの庵の門に集まって、彼の祈りによって癒しを求める病める人々 66 対句
- 011 بخش ۱۱ - باقی قصهٔ اهل سباシバの人々の物語の残りの部分 48 対句
- 012 بخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده主人が村人の招待で村へ行く物語の続き 20 対句
- 013 بخش ۱۳ - دعوت باز بطان را از آب به صحراカモたちを水辺から野原へと誘う 42 対句
- 014 بخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنندゾルワーンの民の物語、すなわち彼らが貧しい人々の手間をかけずに園の収穫を得るために用いた策略 23 対句
- 015 بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده主人が村へ向かうこと 35 対句
- 016 بخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی ده主人とその一行が村へ出発すること 35 対句
- 017 بخش ۱۷ - نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بودマジュヌーンがライラが住む路地の犬を撫でたこと 31 対句
- 018 بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را主人とその一行が村に到着すること、そして村人が彼らを認識せず、顔見知りではないかのように接したこと 123 対句
- 019 بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالانジャッカルが染料の甕に落ちて染まり、ジャッカルたちの間でクジャクであると主張したこと 11 対句
- 020 بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خوردهام و چنان自慢家が毎朝、羊の脂肪の皮で唇と口髭をこすり、仲間たちの前に出て「私はあれを食べ、これを食べた」と語ること 15 対句
- 021 بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بودバルフアム・バーウールは、神が彼に多くの試練を与え、それらを乗り越えて名誉を得たため、安泰であったこと 19 対句
- 022 بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود染色職人の甕に落ちたジャッカルがクジャクであると主張したこと 12 対句
- 023 بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی میکردファラオとその神性主張を、クジャクであると主張したジャッカルに喩えること 12 対句
- 024 بخش ۲۴ - تفسیر وَ لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِそして、あなたは彼らを言葉の調子で見分けるだろう(وَ لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِ)の解釈 7 対句
- 025 بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالیハールートとマールートの物語、そして彼らが神の試練に挑んだ勇気 43 対句
- 026 بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدنファラオがモーゼ(彼に平安あれ)の到来を夢に見て、その対策を講じた物語 15 対句
- 027 بخش ۲۷ - به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلامモーゼ(彼に平安あれ)の誕生を阻止する策略のため、イスラエル人を広場に呼び出すこと 3 対句
- 028 بخش ۲۸ - حکایت物語 14 対句
- 029 بخش ۲۹ - بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حملファラオが広場から都へ嬉々として戻ること、すなわち分娩の夜にイスラエル人女性たちをその夫たちから引き離すことで 6 対句
- 030 بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیهالسلامイムラーンがモーゼの母と交わり、モーゼの母(彼女に平安あれ)が身籠ったこと 10 対句
- 031 بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشیイムラーンが妻と交わった後、「私に会わなかったことにしてくれ」と忠告したこと 8 対句
- 032 بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگファラオがその声に恐れおののいたこと 6 対句
- 033 بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدانモーゼ(彼に平安あれ)の星が空に現れ、占星術師たちが広場で叫び声を上げたこと 36 対句
- 034 بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکرファラオが欺瞞のために、新生児を抱く女性たちを広場に呼び出すこと 10 対句
- 035 بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش اندازモーゼの誕生、そして役人たちがイムラーンの家に来ること、そしてモーゼの母に「モーゼを火に投げ入れよ」という啓示が来たこと 11 対句
- 036 بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکنモーゼの母に「モーゼを水に投げ入れよ」という啓示が来たこと 17 対句
- 037 بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد蛇使いの物語、すなわち凍りついたドラゴンを死んでいると思い込み、紐で縛ってバグダードに運んだこと 91 対句
- 038 بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلامファラオがモーゼ(彼に平安あれ)を脅迫したこと 9 対句
- 039 بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی میکردشモーゼがファラオの脅迫に対して答えたこと 6 対句
- 040 بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلامファラオがモーゼ(彼に平安あれ)に答えたこと 5 対句
- 041 بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون راモーゼがファラオに答えたこと 4 対句
- 042 بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیهالسلامファラオがモーゼに答えたこと、そしてモーゼ(彼に平安あれ)に啓示が来たこと 8 対句
- 043 بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداینモーゼ(彼に平安あれ)がファラオに都市から魔術師たちを集めるための猶予を与えたこと 58 対句
- 044 بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحرانファラオが魔術師たちを求めて都市へ使いを送ったこと 17 対句
- 045 بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام二人の魔術師が父を墓から呼び出し、父の魂からモーゼ(彼に平安あれ)の真実を尋ねたこと 9 対句
- 046 بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود死んだ魔術師が息子たちに答えたこと 14 対句
- 047 بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند聖クルアーンをモーゼの杖に喩え、ムスタファー(彼に平安あれ)の死をモーゼの眠りに喩え、そしてクルアーンを変更しようとする使者たちを、モーゼが眠っているのを見つけて杖を奪おうとした二人の魔術師の子供に喩えること 48 対句
- 048 بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس魔術師たちが都市からファラオの前に集まり、褒美を受け、敵を怒らせるために胸を叩き、「これを私たちに書き記せ」と言ったこと 14 対句
- 049 بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل象の様子や形について意見が分かれたこと 103 対句
- 050 بخش ۵۰ - توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای信仰の不信は不信仰である(الرضا بالکفر کفر)というハディースと、我が裁定に満足しない者は私以外の主を求めるべきである(من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای)という別のハディースとの調和 14 対句
- 051 بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست驚きが議論と思索を妨げることを説明する譬え 10 対句
- 052 بخش ۵۲ - حکایت物語 20 対句
- 053 بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم愛する者が愛の書を読むことに夢中になり、愛する者の前で愛の書を研究する物語、そして愛する者がそれを不快に思ったこと、なぜなら「真実が存在するときに証拠を求めるのは醜いことであり、知られるべきものが到達された後に知識に没頭するのは非難されるべきことである」からである 44 対句
- 054 بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنجダビデの時代に、昼夜を問わず「苦労せずに清らかな糧を与え給え」と祈っていた男の物語 35 対句
- 055 بخش ۵۵ - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ میخواهد آن را ازوその祈る者の家へ牛がしつこく駆けつけたこと。預言者(彼に神の祝福と平安あれ)は言われた、「アッラーは祈りにおいてしつこい者を愛される」。なぜなら、神からの求めそのものと、求める者のしつこさは、彼が神から求めるものよりも優れているからである 5 対句
- 056 بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن作詩者が謝罪し、助けを求めたこと 20 対句
- 057 بخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم知識には二つの翼があり、憶測には不完全な一つの翼しかないこと、不完全な憶測は翼のない飛行であること、知識における憶測と確信の例えを述べること 12 対句
- 058 بخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی بهوَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان بهوی و حکایت معلم人がある人が大衆からの尊敬と顧客の関心によって病気になるという比喩と、教師の物語 17 対句
- 059 بخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است創造物の理性は本来の性質において異なっているが、ムータズィラ派によれば平等である。理性の違いは知識の獲得によるものである 7 対句
- 060 بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را子供たちが教師をまどわすこと 9 対句
- 061 بخش ۶۱ - بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقانファラオもまた、民衆の崇敬から生じる妄想によって病気になったこと 7 対句
- 062 بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهم妄想によって教師が病気になること 15 対句
- 063 بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری教師が寝床に入り、病気の妄想からうめき声を上げたこと 9 対句
- 064 بخش ۶۴ - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید子供たちが再び教師を欺き、私たちのクルアーン朗読が彼に頭痛を増やすだろうと言ったこと 4 対句
- 065 بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر子供たちがこの策略で学校から解放されたこと 8 対句
- 066 بخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد子供たちの母親が教師を見舞いに行ったこと 12 対句
- 067 بخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست身体は魂の衣のようなものであり、この手は魂の腕、この足は魂の足の靴であると説明すること 4 対句
- 068 بخش ۶۸ - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همهای چو بی منی بی همهای ور بی همهای چو با منی با همهای山で隠遁していた修道士の物語と、隠遁と孤独の甘さ、そして「私は私を記憶する者の友であり、私によって慰めを得る者の慰めである」という美徳に入ること。あなたがすべてと共にあっても、私なしでは何もなく、すべてなしでも私と共にあればすべてがある 10 対句
- 069 بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو金細工師が事の結末を見通し、天秤を借りた者に結末に沿った言葉を語ったこと 10 対句
- 070 بخش ۷۰ - بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درختあの山に住む禁欲主義者の物語の続き、すなわち彼は木の果実を摘まず、木を揺すらず、露骨にも暗にでも誰にも「木を揺すってくれ」とは言わず、風が木から落としたものだけを食べると誓っていたこと 16 対句
- 071 بخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا運命の縛りと罠を、見えない形でありながら痕跡によって現れるものに喩えること 22 対句
- 072 بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده بهکندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت誓いを立てた貧者が木から梨を摘むことに動揺し、容赦なく神の懲罰が下ったこと 6 対句
- 073 بخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش راその長老を泥棒と間違え、彼の手が切断されたこと 27 対句
- 074 بخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست片腕の長老の奇跡と、彼が両手でカゴを編んだこと 16 対句
- 075 بخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پاファラオの魔術師たちが手足を切断することに敢えて挑戦した理由 25 対句
- 076 بخش ۷۶ - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو میافتم و تو نمیافتی الا به نادرラクダの前のラバの物語、すなわち「私はよく転ぶが、お前はめったに転ばない」と語ったこと 17 対句
- 077 بخش ۷۷ - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلامウゼイル(彼に平安あれ)のロバの部品が、神の許しを得て腐敗した後、ウゼイル(彼に平安あれ)の目の前で集合し、結合したこと 9 対句
- 078 بخش ۷۸ - جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خودある長老が自分の子供たちの死を悲しまなかったこと 27 対句
- 079 بخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان長老が子供たちのために泣かなかった理由を弁明したこと 36 対句
- 080 بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت盲目の長老がムスハフ(クルアーン写本)を読み、読誦中に目が見えるようになった物語 7 対句
- 081 بخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقهها میساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشدルクマンがダビデが輪を作っているのを見て、質問するのを我慢したこと。その意図は、質問を我慢することが解決につながるというものであった 13 対句
- 082 بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف盲目の男とムスハフの物語の続き 23 対句
- 083 بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضیاند بهاحکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان一部の聖者の特徴、すなわち彼らは神の命令に満足し、その命令を変えるように懇願しないこと 6 対句
- 084 بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش راバフルールがその修道士に尋ねたこと 40 対句
- 085 بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتشドゥクーキー師(彼に神の慈悲あれ)の物語とその奇跡 17 対句
- 086 بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیドゥクーキー師の物語に戻ること 21 対句
- 087 بخش ۸۷ - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربتモーゼ(彼ら両者に平安あれ)が、預言者としての完全さと神への近さにもかかわらず、ヒズルを求めた秘密 11 対句
- 088 بخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیドゥクーキー師の物語に戻ること 12 対句
- 089 بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل七つの蝋燭が海岸に向かって現れる例を示すこと 6 対句
- 090 بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمعその七つの蝋燭が一つになったように見えたこと 10 対句
- 091 بخش ۹۱ - نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد七人の男の目にはその蝋燭が七つに見えたこと 2 対句
- 092 بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درختその蝋燭が七本の木になったこと 6 対句
- 093 بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلقその木々が人々の目から隠されたこと 37 対句
- 094 بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درختその七本の木が一本の木になったこと 8 対句
- 095 بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درختその七本の木が七人の男になったこと 30 対句
- 096 بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامتドゥクーキー師(彼に神の慈悲あれ)が導師として進み出たこと 38 対句
- 097 بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قومドゥクーキー師がその民のイマームとして進み出たこと 18 対句
- 098 بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی民がドゥクーキー師に倣ったこと 27 対句
- 099 بخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن復活の日に、神の審判の畏敬から預言者たちに助けと執り成しを求めるため、右方へのサラームの示唆を説明すること 9 対句
- 100 بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدنドゥクーキー師が礼拝中に、沈没寸前の船の叫び声を聞いたこと 26 対句
- 101 بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم賢い男の想像力 6 対句
- 102 بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتیドゥクーキー師が船を救うために祈り、執り成しをしたこと 73 対句
- 103 بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمینその集団がドゥクーキー師の祈りと執り成しを否定し、飛び去って見えないベールの向こうに消え、ドゥクーキー師が「彼らは空に行ったのか、それとも地中に行ったのか」と困惑したこと 25 対句
- 104 بخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای اوダビデ(彼に平安あれ)の時代に、苦労や労力なしに清らかな糧を求める者の物語、そして彼の祈りが聞き入れられたことの再説明 9 対句
- 105 بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام二人の訴訟人がダビデ(彼に平安あれ)のもとへ行ったこと 61 対句
- 106 بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیهダビデ(彼に平安あれ)が二人の訴訟人の話を聞き、被告に尋ねたこと 13 対句
- 107 بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاوダビデ(彼に平安あれ)が牛を殺した者に裁定を下したこと 7 対句
- 108 بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلامその者がダビデ(彼に平安あれ)の裁定に対して嘆願したこと 19 対句
- 109 بخش ۱۰۹ - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شودダビデが真実が現れるように隠棲したこと 4 対句
- 110 بخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلامダビデが牛の持ち主に「牛から手を引け」と裁定し、牛の持ち主がダビデ(彼に平安あれ)を非難したこと 6 対句
- 111 بخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی دهダビデが牛の持ち主に「自分の全財産を彼に与えよ」と裁定したこと 17 対句
- 112 بخش ۱۱۲ - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کندダビデ(彼に平安あれ)がその平原に人々を呼び寄せ、秘密を明らかにし、すべての証拠を断つことを決意したこと 13 対句
- 113 بخش ۱۱۳ - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیاこの世において、手、足、舌が暴君に対して証言すること 17 対句
- 114 بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درختその木の方へ出発する 14 対句
- 115 بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت بروダビデが論証の完了後に殺人を処刑したこと 18 対句
- 116 بخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بیکسب و بیحساب人の魂が、牛の所有者を訴えたあの殺人者のようであり、その牛が理性を殺す者であり、ダビデが真理であるか、あるいは真理の代理である長老であるように、彼の力と助けによってのみ、人は暴君を殺し、労せずして富を得ることができるという説明 66 対句
- 117 بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقانイエスが無知な者たちから山へ逃げたこと 30 対句
- 118 بخش ۱۱۸ - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقانセバの民の物語と彼らの愚かさ、そして預言者の忠告が無知な者たちに影響を与えなかったこと 28 対句
- 119 بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن遠視の盲人、耳の早い聾者、そして長い裾の裸の人の特徴 29 対句
- 120 بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشانセバの民の都市の繁栄と彼らの感謝のなさ 12 対句
- 121 بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا真理の預言者たちがセバの民を忠告しに来たこと 41 対句
- 122 بخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبران民が預言者たちに奇跡を求めたこと 23 対句
- 123 بخش ۱۲۳ - متهم داشتن قوم انبیا را民が預言者たちを非難したこと 5 対句
- 124 بخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است兎が象に、「私は天の月の使者であり、この泉の水に注意せよ」と告げるために、兎が象のところへ送られた物語(カリラとディムナの書に詳細が記述されている) 16 対句
- 125 بخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را預言者たちが彼らの非難に答え、彼らに例を挙げたこと 31 対句
- 126 بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی誰でもが例を挙げてはならないこと、特に神聖な事柄においては 10 対句
- 127 بخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختنノアの民が船を建造している間、嘲笑して例を挙げたこと 4 対句
- 128 بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه میکنی نیمشب در بن این دیوار گفت دهل میزنم深夜に壁のふもとで何をしているかと問われ、「太鼓を叩いている」と答えた泥棒の物語 7 対句
- 129 بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان懐疑論者たちが、天の月から象への兎のメッセージについて述べた例に対する答え 35 対句
- 130 بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازم賢明さの意味と賢明な人の例 21 対句
- 131 بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا欲と情熱のために賢明さを捨てた鳥の危険な行為 23 対句
- 132 بخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را犬たちが冬ごとに、この夏が来たら冬のために家を建てようと誓いを立てた物語 15 対句
- 133 بخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه預言者たちが忠告し、宿命論的な論拠を提示することを禁じたこと 9 対句
- 134 بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را預言者たちが宿命論者たちに答えたこと 8 対句
- 135 بخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را不信心者たちが宿命論的な論拠を繰り返したこと 5 対句
- 136 بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را預言者たちが彼らに再び答えたこと 26 対句
- 137 بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهمالسلام民が預言者たちに対する選好の異議を繰り返したこと 7 対句
- 138 بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام預言者たちが再び答えたこと 28 対句
- 139 بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها来世の地獄とこの世の牢獄が、傲慢な者たちが「喜んであれ、嫌々であれ」と服従する崇拝の場所として創造された知恵 15 対句
- 140 بخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة神が、神に服従しない暴君たちを従わせる手段として王たちの姿を創造したことの説明。モーセがイスラエルの暴君たちが「ひざまずいて門に入り、我らの罪を赦したまえ」と言うとき、彼らを服従させるために聖なる地への門に小さな扉を造ったように 16 対句
- 141 بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی空っぽの食卓に対するスーフィーの愛の物語 16 対句
- 142 بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دوヤコブがヨセフを通して神の杯を味わい、ヨセフの香りを通して神の香りを嗅ぐことに特権を与えられたこと、そして兄弟たちや他の人々がこれら二つの特権から除外されたこと 25 対句
- 143 بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق祈りに熱心で、神との対話に大きな喜びを感じていた主とその奴隷の物語 22 対句
- 144 بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل預言者たちが不信心者たちの受け入れを諦めたこと、「そして使者たちが絶望したとき」との聖句 16 対句
- 145 بخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا模倣者の信仰が恐れと希望であることの説明 11 対句
- 146 بخش ۱۴۶ - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء預言者が「神には隠れた友がいる」と述べたことの説明 6 対句
- 147 بخش ۱۴۷ - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختنアナスが燃える炉にハンカチを投げ入れ、それが燃えなかった物語 20 対句
- 148 بخش ۱۴۸ - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بیآبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته預言者が喉の渇きと水不足で困窮し、死を受け入れ、ラクダと人々が舌を出していたアラブの隊商を助けに来た物語 33 対句
- 149 بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی奇跡によって奴隷の水袋を水で満たし、神の許しによってその黒い奴隷の顔を白くしたこと 14 対句
- 150 بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشتهای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت主が自分の奴隷が白くなっているのを見て、それが彼であると認識せず、「お前は私の奴隷を殺した。お前の血はお前自身のものだ。神はお前を私の手に委ねたのだ」と言ったこと 27 対句
- 151 بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است神が天と地、存在と偶然的なものなど、与え、創造したものはすべて、必要性の訴えによって創造されたことの説明。人は神が与えるように、自分自身を何かを必要としているように見せなければならない。「切迫した者が彼を呼ぶとき、誰が応えるのか」;切迫は資格の証である 16 対句
- 152 بخش ۱۵۲ - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسیوار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم不信心な女が授乳中の子供をムスタファのところへ連れてきたこと、そしてその子がイエスのように、預言者の奇跡によって語り出したこと 18 対句
- 153 بخش ۱۵۳ - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن鷲がムスタファのサンダルを奪い、空に運び、逆さまにして、サンダルから黒い蛇が落ちてきたこと 17 対句
- 154 بخش ۱۵۴ - وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسراこの物語から教訓を得て、「困難の後には必ず安楽がある」と確信すべき理由 11 対句
- 155 بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیورその男がモーセに動物と鳥の言葉を求めたこと 20 対句
- 156 بخش ۱۵۶ - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن神からモーセに、彼が求めるもの、またはその一部を彼に教えよとの啓示が来たこと 17 対句
- 157 بخش ۱۵۷ - قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلامその求道者が家禽と犬の言葉の教えに満足し、モーセがそれに同意したこと 8 対句
- 158 بخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ را雄鶏が犬に答えたこと 18 対句
- 159 بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعدهその三つの約束が嘘であったために、雄鶏が犬の前で恥じたこと 14 対句
- 160 بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه雄鶏が主の死を告げたこと 24 対句
- 161 بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنیدその男が雄鶏から自分の死の知らせを聞いて、モーセのところへ助けを求めて走ったこと 16 対句
- 162 بخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیاモーセがその男のために、彼が信仰をもってこの世を去るように祈ったこと 7 対句
- 163 بخش ۱۶۳ - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام神がモーセの祈りを聞き入れたこと 9 対句
- 164 بخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمیزیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا子供が生き残らなかったある女性の物語。彼女が嘆くと、「それはあなたの修行の報酬であり、戦士たちのジハードの代わりである」という答えが来た 20 対句
- 165 بخش ۱۶۵ - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زرهハムザが鎧をつけずに戦場に赴いたこと 10 対句
- 166 بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق راハムザが人々に答えたこと 65 対句
- 167 بخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا売買での損失を避けるための策略 23 対句
- 168 بخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادیビラルが喜んで逝去したこと 18 対句
- 169 بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگ死によって体が破壊されることの知恵 10 対句
- 170 بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی外見は広いが、意味は狭い世界と、この狭さからの解放である睡眠の比喩 21 対句
- 171 بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکیست همه از تن است کی ارضی است و سفلی過失、悲しみ、怠惰、闇といったものはすべて、地球的で低い性質の体から来ていることの説明 17 対句
- 172 بخش ۱۷۲ - تشبیه نص با قیاسテキストと推論の類似性 19 対句
- 173 بخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ長老の口から知恵が溢れ出るとき、聴衆と弟子たちが守るべき作法 16 対句
- 174 بخش ۱۷۴ - شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نیすべての動物が敵の匂いを認識し、用心すること、そして避けたり逃げたり対峙したりすることができない敵を持つ者の無益さと損失 17 対句
- 175 بخش ۱۷۵ - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز例や模倣によって何かを知ることと、そのものの本質を知ることの違い 23 対句
- 176 بخش ۱۷۶ - جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهت関係と方向性の違いに基づいて、一つのものの否定と肯定を調和させること 11 対句
- 177 بخش ۱۷۷ - مسلهٔ فنا و بقای درویشダルヴィーシュの消滅と永続性の問題 17 対句
- 178 بخش ۱۷۸ - قصه وکیل صدر جهان کی متهم شد و از بخارا گریخت از بیم جان باز عشقش کشید رو کشان کی کار جان سهل باشد عاشقان راサドル・ジャハーンの代理人が非難され、命の危険を感じてブハラから逃げた物語。しかし、彼の愛が彼を引き戻し、恋人にとっては命はたやすいものであった 14 対句
- 179 بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی聖霊がマリヤの前に裸で沐浴しているときに人間の姿で現れ、マリヤが神に庇護を求めたこと 68 対句
- 180 بخش ۱۸۰ - گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست聖霊がマリヤに、「私は神の使者である。乱れるな、私から隠れるな。これが命令である」と告げたこと 21 対句
- 181 بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالیوارその代理人が愛のために無頓着にブハラに戻る決意をしたこと 19 対句
- 182 بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوهتر و محتشمتر و پر نعمتتر و دلگشاتر恋人が自分の遠方からの恋人に、「どの都市が最も快適で、最も賑やかで、最も壮麗で、最も豊かで、最も心を和ませると感じたか」と尋ねたこと 4 対句
- 183 بخش ۱۸۳ - منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن او友人たちが彼にブハラに戻ることを思いとどまらせ、彼を脅し、彼が無頓着であると言ったこと 18 対句
- 184 بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق恋人が忠告者と非難者に愛から無頓着であると言ったこと 29 対句
- 185 بخش ۱۸۵ - رو نهادن آن بندهٔ عاشق سوی بخاراその愛する奴隷がブハラへ向かったこと 12 対句
- 186 بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدنその無頓着な恋人がブハラに入り、友人たちが彼が現れることに注意を促したこと 12 対句
- 187 بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را恋人が非難者と脅迫者に答えたこと 32 対句
- 188 بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشستその恋人が自分の命を捨てた後、恋人に会ったこと 6 対句
- 189 بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشقکش بود و آن عاشق مرگجوی لا ابالی کی درو مهمان شد恋人殺しのモスクと、その中で客となった死を求める無頓着な恋人の描写 9 対句
- 190 بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجدそのモスクに客が来たこと 7 対句
- 191 بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مروراモスクの人々が、そこで夜を過ごした恋人客を叱責し、彼を脅したこと 8 対句
- 192 بخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان را恋人が非難者たちに答えたこと 14 対句
- 193 بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار میآید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان میبیندガレノスのこの世の命への愛。彼の技術はここでのみ役立ち、あの世で役立つ技術は身につけていなかった。そこで彼は自分自身を一般の人々と同等だと考えた 33 対句
- 194 بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد再びモスクの人々が、そのモスクで夜を過ごした客を叱責したこと 43 対句
- 195 بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختنサタンがクライシュ族に「私はあなたたちを助け、私の部族を助けに呼ぶだろうから、アフマドと戦いに行け」と言ったこと、そして両軍が遭遇したときに逃げたこと 43 対句
- 196 بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش非難者たちがその客殺しのモスクの客に忠告を繰り返したこと 9 対句
- 197 بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی客が彼らに答え、ドラムの音で農夫が象を追い払う例を挙げたこと(その象にはマフムードのドラムが背中に置かれていた) 71 対句
- 198 بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند沸騰する鍋の中でひよこ豆や他の穀物が不安と落ち着きのなさに苦しみ、飛び出そうとすることを例に、信者が苦難の中で逃げ出し、忍耐力がないこと 37 対句
- 199 بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن مؤمن چون بر شر و خیر بلا واقف شود信者が苦難の善悪を知ったときに忍耐強くなることの比喩 7 対句
- 200 بخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود را女将がひよこ豆に言い訳をし、ひよこ豆を煮続ける女将の知恵 9 対句
- 201 بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او客殺しのモスクの客の物語の続きと、彼の不動の誠実さ 15 対句
- 202 بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان理解の浅い者が悪意ある思考を抱くことについての言及 17 対句
- 203 بخش ۲۰۳ - تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعة ابطنムスタファの言葉「コーランには表と裏があり、その裏には七重の裏がある」というハディースの解釈 6 対句
- 204 بخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن預言者や聖者が山や洞窟に行くのは、自分たちを隠すためではなく、人々の心配を恐れるためでもなく、むしろ人々を導き、可能な限りこの世から離れるよう促すためであるという説明 8 対句
- 205 بخش ۲۰۵ - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام聖者の姿と聖者の言葉を、モーセの杖の姿とイエスの呪文の姿に例えること 10 対句
- 206 بخش ۲۰۶ - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر「おお山々よ、彼と共に賛美せよ、鳥たちも」という聖句の解釈 14 対句
- 207 بخش ۲۰۷ - جواب طعنهزننده در مثنوی از قصور فهم خودマスナヴィーにおける、自分の理解の浅さからくる嘲笑者への答え 10 対句
- 208 بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان調教師が馬にちょっかいを出したために、仔馬が水を飲むのを怖がったことの例 29 対句
- 209 بخش ۲۰۹ - بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمانکش客殺しのモスクの客についての残りの言及 5 対句
- 210 بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ「そして、あなたの騎兵と歩兵で彼らを煽動せよ」という聖句の解釈 19 対句
- 211 بخش ۲۱۱ - رسیدن بانگ طلسمی نیمشب مهمان مسجد را真夜中にモスクの客に呪文の音が届いたこと 32 対句
- 212 بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهانその恋人がサドル・ジャハーンと会ったこと 44 対句
- 213 بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس人間の中に閉じ込められている各要素が、その同類ではないものを引き寄せること 14 対句
- 214 بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند魂が霊の世界に引き寄せられ、その欲求と故郷への憧れ、そして魂の足かせとなっている肉体の構成要素からの離脱について 27 対句
- 215 بخش ۲۱۵ - فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود人が自分の主人であり支配者であることを知らせるための決意の取り消しと破棄について。そして時折、その決意を取り消さず、有効なままにしておくことで、人が決意することへの期待を持たせ、再びその決意を破ることで、繰り返し注意を促すことについて 11 対句
- 216 بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِ預言者(彼の上に平安あれ)が捕虜たちを見て微笑み、「鎖と枷につながれて天国へ引きずられていく民に私は驚いた」と言ったことについて 13 対句
- 217 بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید「もしあなたがたが勝利を求めたなら、勝利はすでにあなたがたにもたらされた」という聖句の解釈。つまり、非難する者たちは「私たちとムハンマド(彼の上に平安あれ)のうち、どちらが真実であるなら、彼に勝利と助けを与えよ」と言っていた。これは、自分たちが真理を求める者であり、私心がないと思わせるためであった。今やムハンマドに勝利を与えたので、真理の保持者を見るがよい 17 対句
- 218 بخش ۲۱۸ - سر آنک بیمراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست預言者(彼の上に平安あれ)がフダイビーヤから望みを果たさずに帰還したことの秘密。神はそれを「我らはあなたに明白な勝利を与えた」と呼んだ。それは外見上は閉塞であったが、意味においては勝利であった。ちょうど水袋を破ることが外見上は破壊であるが、意味においてはその水袋を正しい状態にし、その恩恵を完成させることであるように 9 対句
- 219 بخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی預言者ムスタファー(彼の上に平安あれ)が「私をマタイの子ユーヌスよりも優れていると言ってはならない」と述べたという伝承の解釈 16 対句
- 220 بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او預言者(彼の上に平安あれ)が彼らの嘲笑から自分の批判を知ったことについて 33 対句
- 221 بخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور暴君が、まさに支配している中にあって屈服させられ、まさに勝利している中にあって捕らわれの身となることの表明 40 対句
- 222 بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب愛される者が愛する者を引き寄せること。愛する者はそれを知らず、望まず、心に思い浮かべることもない。そしてその引き寄せの痕跡は、愛する者の中に、希望が混じった絶望と、絶え間ない探求の継続を伴う恐れとしてしか現れない 23 対句
- 223 بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام蚊が風に対してスライマーン(彼の上に平安あれ)の御前で裁きを求めたことについて 22 対句
- 224 بخش ۲۲۴ - امرکردن سلیمان علیه السلام پشهٔ متظلم را به احضار خصم به دیوان حکمスライマーン(彼の上に平安あれ)が、訴え出る蚊に、争いの相手を審理の場に召喚するよう命じたことについて 18 対句
- 225 بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید愛される者が気を失った愛する者を慰め、意識を取り戻させること 30 対句
- 226 بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق気を失った愛する者が意識を取り戻し、愛される者を称賛し感謝することに転じたこと 55 対句
- 227 بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی長く離れ離れになり、多くの試練を経験した恋人の物語 31 対句
- 228 بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ恋人が愛する者を見つけたこと、そして求める者は見つけるということを述べること。「原子ほどの善を行った者も、それを見るであろう」 31 対句