沙姆斯集› 抒情詩 2150› 詩節 11 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۵۰
- وصل کنی درخت را حالت او بدل شود چون نشود مها بدل جان و دل از وصال تو
G2150:11
您的語言
你與樹木結合,它的狀態便得以改變;哦,偉大如月者,身心怎能不因你的結合而改變?
當你與一棵枯樹結合,它的生命狀態就會徹底轉變。哦,如月亮般美麗的愛人,我的靈魂與心靈,又怎會不因與你的結合而發生根本的蛻變呢?
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
وصل連接,結合,聯合。在蘇菲主義中,指與神或愛人達到神秘的合一境界。مها哦,偉大的,月亮般的。常作對愛人的尊稱。
全詩 ↗
- 1 عید نمیدهد فرح بینظر هلال تو·کوس و دهل نمیچخد بیشرف دوال تو
- 2 من به تو مایل و توی هر نفسی ملولتر·وه که خجل نمیشود میل من از ملال تو
- 3 ناز کن ای حیات جان کبر کن و بکش عنان·شمس و قمر دلیل تو شهد و شکر دلال تو
- 4 آیت هر ملاحتی ماه تو خواند بر جهان·مایه هر خجستگی ماه تو است و سال تو
- 5 آب زلال ملک تو باغ و نهال ملک تو·جز ز زلال صافیت مینخورد نهال تو
- 6 ملک تو است تختها باغ و سرا و رختها·رقص کند درختها چونک رسد شمال تو
- 7 مطبخ توست آسمان مطبخیانت اختران·آتش و آب ملک تو خلق همه عیال تو
- 8 عشق کمینه نام تو چرخ کمینه بام تو·رونق آفتابها از مه بیزوال تو
- 9 خشک لبند عالمی از لمع سراب تو·لطف سراب این بود تا چه بود زلال تو
- 10 ای ز خیالهای تو گشته خیال عاشقان·خیل خیال این بود تا چه بود جمال تو
- 11 وصل کنی درخت را حالت او بدل شود·چون نشود مها بدل جان و دل از وصال تو
- 12 زهر بود شکر شود سنگ بود گهر شود·شام بود سحر شود از کرم خصال تو
- 13 بس سخن است در دلم بستهام و نمیهلم·گوش گشادهام که تا نوش کنم مقال تو
ganjoor: sh2150 · public domain