沙姆斯集› 抒情詩 2150› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۱۵۰
- ملک تو است تختها باغ و سرا و رختها رقص کند درختها چونک رسد شمال تو
G2150:6
您的語言
王座是你的國土,花園、宮殿與家當也是;樹木們起舞,當你的北風吹來之時。
寶座、園林、宅邸以及其中一切財物都歸你所有。當你那帶來生機的風吹拂而至,林中樹木也為之歡欣起舞。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
سرا宮殿,大宅,宅邸。رخت衣服,家具,家當,行李。شمال北風。在波斯詩歌中,北風常與春風或信風(صبا)聯繫,象徵帶來生機、消息與芬芳的微風。
全詩 ↗
- 1 عید نمیدهد فرح بینظر هلال تو·کوس و دهل نمیچخد بیشرف دوال تو
- 2 من به تو مایل و توی هر نفسی ملولتر·وه که خجل نمیشود میل من از ملال تو
- 3 ناز کن ای حیات جان کبر کن و بکش عنان·شمس و قمر دلیل تو شهد و شکر دلال تو
- 4 آیت هر ملاحتی ماه تو خواند بر جهان·مایه هر خجستگی ماه تو است و سال تو
- 5 آب زلال ملک تو باغ و نهال ملک تو·جز ز زلال صافیت مینخورد نهال تو
- 6 ملک تو است تختها باغ و سرا و رختها·رقص کند درختها چونک رسد شمال تو
- 7 مطبخ توست آسمان مطبخیانت اختران·آتش و آب ملک تو خلق همه عیال تو
- 8 عشق کمینه نام تو چرخ کمینه بام تو·رونق آفتابها از مه بیزوال تو
- 9 خشک لبند عالمی از لمع سراب تو·لطف سراب این بود تا چه بود زلال تو
- 10 ای ز خیالهای تو گشته خیال عاشقان·خیل خیال این بود تا چه بود جمال تو
- 11 وصل کنی درخت را حالت او بدل شود·چون نشود مها بدل جان و دل از وصال تو
- 12 زهر بود شکر شود سنگ بود گهر شود·شام بود سحر شود از کرم خصال تو
- 13 بس سخن است در دلم بستهام و نمیهلم·گوش گشادهام که تا نوش کنم مقال تو
ganjoor: sh2150 · public domain