沙姆斯集 抒情詩 451 詩節 15 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۱

  1. آن آفتاب کز دل در سینه‌ها بتافت بر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست

G451:15

您的語言

那自心中升起、照亮胸膛的太陽,於天國、塵世與碧綠穹蒼皆是祝福。
那源自內心靈性的光輝(神聖之愛的太陽),其照耀遍及整個宇宙,從最高的天堂到最低的塵世,無處不蒙其恩澤。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

عرش(真主的)寶座,天國的最高層。فرش地毯,引申為大地、塵世。گنبد خضرا綠色的穹頂,指天空。

全詩 ↗

  1. 1 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست·نظاره تو بر همه جان‌ها مبارکست
  2. 2 یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن·دانسته‌ای که سایه عنقا مبارکست
  3. 3 ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش·بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست
  4. 4 ای صد هزار جان مقدس فدای او·کآید به کوی عشق که آن جا مبارکست
  5. 5 سودایییم از تو و بطال و کو به کو·ما را چنین بطالت و سودا مبارکست
  6. 6 ای بستگان تن به تماشای جان روید·کآخر رسول گفت تماشا مبارکست
  7. 7 هر برگ و هر درخت رسولیست از عدم·یعنی که کشت‌های مصفا مبارکست
  8. 8 چون برگ و چون درخت بگفتند بی‌زبان·بی گوش بشنوید که این‌ها مبارکست
  9. 9 ای جان چار عنصر عالم جمال تو·بر آب و باد و آتش و غبرا مبارکست
  10. 10 یعنی که هر چه کاری آن گم نمی‌شود·کس تخم دین نکارد الا مبارکست
  11. 11 سجده برم که خاک تو بر سر چو افسرست·پا درنهم که راه تو بر پا مبارکست
  12. 12 می‌آیدم به چشم همین لحظه نقش تو·والله خجسته آمد و حقا مبارکست
  13. 13 نقشی که رنگ بست از این خاک بی‌وفاست·نقشی که رنگ بست ز بالا مبارکست
  14. 14 بر خاکیان جمال بهاران خجسته‌ست·بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست
  15. 15 آن آفتاب کز دل در سینه‌ها بتافت·بر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست
  16. 16 دل را مجال نیست که از ذوق دم زند·جان سجده می‌کند که خدایا مبارکست
  17. 17 هر دل که با هوای تو امشب شود حریف·او را یقین بدان تو که فردا مبارکست
  18. 18 بفزا شراب خامش و ما را خموش کن·کاندر درون نهفتن اشیاء مبارکست

ganjoor: sh451 · public domain