沙姆斯集› 抒情詩 451› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۱
- سودایییم از تو و بطال و کو به کو ما را چنین بطالت و سودا مبارکست
G451:5
您的語言
因祢,我癡狂、遊蕩、流連於街巷;於我,這般的遊蕩與癡狂乃是祝福。
為愛而瘋狂和看似漫無目的的遊蕩,在詩人看來並非虛度,而是一種因愛而生的、受祝福的狀態。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
سودایی癡狂的,憂鬱的,源於「黑膽汁」之意,在此指為愛瘋狂的狀態。بطال無所事事的,遊蕩的。
全詩 ↗
- 1 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست·نظاره تو بر همه جانها مبارکست
- 2 یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن·دانستهای که سایه عنقا مبارکست
- 3 ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش·بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست
- 4 ای صد هزار جان مقدس فدای او·کآید به کوی عشق که آن جا مبارکست
- 5 سودایییم از تو و بطال و کو به کو·ما را چنین بطالت و سودا مبارکست
- 6 ای بستگان تن به تماشای جان روید·کآخر رسول گفت تماشا مبارکست
- 7 هر برگ و هر درخت رسولیست از عدم·یعنی که کشتهای مصفا مبارکست
- 8 چون برگ و چون درخت بگفتند بیزبان·بی گوش بشنوید که اینها مبارکست
- 9 ای جان چار عنصر عالم جمال تو·بر آب و باد و آتش و غبرا مبارکست
- 10 یعنی که هر چه کاری آن گم نمیشود·کس تخم دین نکارد الا مبارکست
- 11 سجده برم که خاک تو بر سر چو افسرست·پا درنهم که راه تو بر پا مبارکست
- 12 میآیدم به چشم همین لحظه نقش تو·والله خجسته آمد و حقا مبارکست
- 13 نقشی که رنگ بست از این خاک بیوفاست·نقشی که رنگ بست ز بالا مبارکست
- 14 بر خاکیان جمال بهاران خجستهست·بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست
- 15 آن آفتاب کز دل در سینهها بتافت·بر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست
- 16 دل را مجال نیست که از ذوق دم زند·جان سجده میکند که خدایا مبارکست
- 17 هر دل که با هوای تو امشب شود حریف·او را یقین بدان تو که فردا مبارکست
- 18 بفزا شراب خامش و ما را خموش کن·کاندر درون نهفتن اشیاء مبارکست
ganjoor: sh451 · public domain