沙姆斯集 抒情詩 451 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۱

  1. چون برگ و چون درخت بگفتند بی‌زبان بی گوش بشنوید که این‌ها مبارکست

G451:8

您的語言

當葉與樹以無言之語訴說,請以無耳之心聆聽:這一切皆是祝福。
要理解宇宙萬物傳達的神聖訊息,需要超越感官的直覺,用心靈去聆聽那無聲的語言,便會領悟萬物皆是祝福的顯現。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

全詩 ↗

  1. 1 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست·نظاره تو بر همه جان‌ها مبارکست
  2. 2 یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن·دانسته‌ای که سایه عنقا مبارکست
  3. 3 ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش·بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست
  4. 4 ای صد هزار جان مقدس فدای او·کآید به کوی عشق که آن جا مبارکست
  5. 5 سودایییم از تو و بطال و کو به کو·ما را چنین بطالت و سودا مبارکست
  6. 6 ای بستگان تن به تماشای جان روید·کآخر رسول گفت تماشا مبارکست
  7. 7 هر برگ و هر درخت رسولیست از عدم·یعنی که کشت‌های مصفا مبارکست
  8. 8 چون برگ و چون درخت بگفتند بی‌زبان·بی گوش بشنوید که این‌ها مبارکست
  9. 9 ای جان چار عنصر عالم جمال تو·بر آب و باد و آتش و غبرا مبارکست
  10. 10 یعنی که هر چه کاری آن گم نمی‌شود·کس تخم دین نکارد الا مبارکست
  11. 11 سجده برم که خاک تو بر سر چو افسرست·پا درنهم که راه تو بر پا مبارکست
  12. 12 می‌آیدم به چشم همین لحظه نقش تو·والله خجسته آمد و حقا مبارکست
  13. 13 نقشی که رنگ بست از این خاک بی‌وفاست·نقشی که رنگ بست ز بالا مبارکست
  14. 14 بر خاکیان جمال بهاران خجسته‌ست·بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست
  15. 15 آن آفتاب کز دل در سینه‌ها بتافت·بر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست
  16. 16 دل را مجال نیست که از ذوق دم زند·جان سجده می‌کند که خدایا مبارکست
  17. 17 هر دل که با هوای تو امشب شود حریف·او را یقین بدان تو که فردا مبارکست
  18. 18 بفزا شراب خامش و ما را خموش کن·کاندر درون نهفتن اشیاء مبارکست

ganjoor: sh451 · public domain