沙姆斯集 抒情詩 452 詩節 1 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۲

  1. ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست

G452:1

您的語言

我渴望我的愛人是酒保,親吻祂的唇是我的啟程之杯,我渴望沉醉於祂那令人醺然的水仙眼中。
我期盼我的愛人能親自為我斟酒,我渴望從祂醉人的凝視中獲得神魂顛倒的狂喜。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

ساقی酒保、斟酒人。在蘇菲詩歌中,常指引導靈魂走向神聖沉醉的靈性導師或神本身。سرده宴席開始時的第一杯酒,此處引申為開始、啟程。نرگس خمار令人沉醉的水仙。水仙花常用來比喻眼睛,此處形容愛人那雙半睜半閉、彷彿醉意朦朧的迷人眼眸。

全詩 ↗

  1. 1 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست·بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
  2. 2 هندوی طره‌ات چه رسن باز لولییست·لولی گری طره طرارم آرزوست
  3. 3 اندر دلم ز غمزه غماز فتنه‌هاست·فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست
  4. 4 زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوش‌ست·غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست
  5. 5 زان شمع بی‌نظیر که در لامکان بتافت·پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
  6. 6 گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت·مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
  7. 7 بعد از چهار سال نشستیم دو به دو·یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
  8. 8 انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق·انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
  9. 9 رانیم بالش شه و رانی به زخم مار·با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
  10. 10 تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری·زان مشک‌های آهوی تاتارم آرزوست
  11. 11 باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست·ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست
  12. 12 عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب·صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
  13. 13 با داردار وعده وصلت رسید صبر·هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
  14. 14 هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز·و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست
  15. 15 دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست·لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست
  16. 16 مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل·از مکر توبه کردم مکارم آرزوست
  17. 17 تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست·از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست
  18. 18 زان طره‌های زلف کمرساز بنده را·کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
  19. 19 موسی جان بدید درختی ز نور نار·آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
  20. 20 تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین·اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست

ganjoor: sh452 · public domain