沙姆斯集 抒情詩 452 詩節 13 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۲

  1. با داردار وعده وصلت رسید صبر هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست

G452:13

您的語言

面對與你結合的承諾,耐心已達絞刑架,分離蒙住了雙眼,而我渴望那絞刑架。
為了等待與你相會的承諾,我的耐心已經耗盡,彷彿被送上了絞刑架。分離的痛苦讓我盲目,但我卻渴望登上那殉道的絞刑架。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

داردار絞刑架的喧囂與騷動。此處指耐心被逼到極限的狀態。دار絞刑架。在蘇菲詩歌中,常引用哈拉智的典故,象徵為真理殉道。

全詩 ↗

  1. 1 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست·بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
  2. 2 هندوی طره‌ات چه رسن باز لولییست·لولی گری طره طرارم آرزوست
  3. 3 اندر دلم ز غمزه غماز فتنه‌هاست·فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست
  4. 4 زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوش‌ست·غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست
  5. 5 زان شمع بی‌نظیر که در لامکان بتافت·پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
  6. 6 گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت·مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
  7. 7 بعد از چهار سال نشستیم دو به دو·یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
  8. 8 انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق·انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
  9. 9 رانیم بالش شه و رانی به زخم مار·با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
  10. 10 تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری·زان مشک‌های آهوی تاتارم آرزوست
  11. 11 باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست·ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست
  12. 12 عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب·صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
  13. 13 با داردار وعده وصلت رسید صبر·هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
  14. 14 هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز·و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست
  15. 15 دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست·لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست
  16. 16 مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل·از مکر توبه کردم مکارم آرزوست
  17. 17 تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست·از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست
  18. 18 زان طره‌های زلف کمرساز بنده را·کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
  19. 19 موسی جان بدید درختی ز نور نار·آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
  20. 20 تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین·اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست

ganjoor: sh452 · public domain