沙姆斯集› 抒情詩 452› 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۲
- تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری زان مشکهای آهوی تاتارم آرزوست
G452:10
您的語言
分離的韃靼人帶來了黑暗與龍涎香的氣息,我渴望來自韃靼麝鹿的那些麝香。
分離的痛苦如同韃靼人入侵,帶來了黑暗,但也留下了如龍涎香般令人難忘的氣息。我渴望從那痛苦的源頭,得到如麝香般珍貴的、關於你的記憶。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
تاتار韃靼人。在魯米的時代,指蒙古入侵者,象徵著毀滅性的、帶來痛苦的力量。آهوی تاتار韃靼的麝鹿。指產自中亞或遠東地區的麝鹿,其麝香囊被認為是品質最佳的香料。
全詩 ↗
- 1 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست·بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
- 2 هندوی طرهات چه رسن باز لولییست·لولی گری طره طرارم آرزوست
- 3 اندر دلم ز غمزه غماز فتنههاست·فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست
- 4 زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوشست·غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست
- 5 زان شمع بینظیر که در لامکان بتافت·پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
- 6 گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت·مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
- 7 بعد از چهار سال نشستیم دو به دو·یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
- 8 انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق·انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
- 9 رانیم بالش شه و رانی به زخم مار·با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
- 10 تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری·زان مشکهای آهوی تاتارم آرزوست
- 11 باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست·ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست
- 12 عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب·صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
- 13 با داردار وعده وصلت رسید صبر·هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
- 14 هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز·و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست
- 15 دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست·لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست
- 16 مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل·از مکر توبه کردم مکارم آرزوست
- 17 تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست·از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست
- 18 زان طرههای زلف کمرساز بنده را·کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
- 19 موسی جان بدید درختی ز نور نار·آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
- 20 تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین·اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست
ganjoor: sh452 · public domain