沙姆斯集 抒情詩 452 詩節 20 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۲

  1. تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست

G452:20

您的語言

因見到夏姆斯·丁,大不里士宛如天堂,我渴望進入那天堂,渴望那場會面。
因為能見到我的精神導師夏姆斯·丁,大不里士城就像天堂一樣美好。我渴望能身處這座天堂般的城市,並實現與他的會面。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

شمس دین夏姆斯·丁·大不里士(Shams-i-Din Tabrizi),魯米的靈性導師和摯友,也是魯米許多詩歌的靈感來源。

全詩 ↗

  1. 1 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست·بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
  2. 2 هندوی طره‌ات چه رسن باز لولییست·لولی گری طره طرارم آرزوست
  3. 3 اندر دلم ز غمزه غماز فتنه‌هاست·فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست
  4. 4 زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوش‌ست·غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست
  5. 5 زان شمع بی‌نظیر که در لامکان بتافت·پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
  6. 6 گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت·مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
  7. 7 بعد از چهار سال نشستیم دو به دو·یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
  8. 8 انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق·انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
  9. 9 رانیم بالش شه و رانی به زخم مار·با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
  10. 10 تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری·زان مشک‌های آهوی تاتارم آرزوست
  11. 11 باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست·ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست
  12. 12 عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب·صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
  13. 13 با داردار وعده وصلت رسید صبر·هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
  14. 14 هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز·و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست
  15. 15 دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست·لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست
  16. 16 مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل·از مکر توبه کردم مکارم آرزوست
  17. 17 تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست·از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست
  18. 18 زان طره‌های زلف کمرساز بنده را·کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
  19. 19 موسی جان بدید درختی ز نور نار·آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
  20. 20 تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین·اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست

ganjoor: sh452 · public domain