沙姆斯集 抒情詩 452 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۲

  1. هندوی طره‌ات چه رسن باز لولییست لولی گری طره طرارم آرزوست

G452:2

您的語言

你鬈髮的印度奴僕是何等走繩的羅哩!我渴望那強盜般鬈髮的羅哩之藝。
你那如印度奴僕般黝黑的鬈髮,像個靈活的羅哩藝人,擅長玩弄繩索般的圈套。我渴望被你那能擄人魂魄的鬈髮所施展的技藝所捕獲。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

هندو印度人。在波斯詩歌中,因其膚色黝黑,常用來比喻黑色的痣或頭髮,也常帶有奴僕的意象。رسن باز走繩索的賣藝人。لولی吉普賽人,羅哩人。在詩歌中常象徵不受拘束、狡黠迷人、擅長歌舞與計謀的人。طرار強盜、騙子、割荷包的小偷。此處形容鬈髮具有擄掠人心的力量。

全詩 ↗

  1. 1 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست·بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
  2. 2 هندوی طره‌ات چه رسن باز لولییست·لولی گری طره طرارم آرزوست
  3. 3 اندر دلم ز غمزه غماز فتنه‌هاست·فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست
  4. 4 زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوش‌ست·غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست
  5. 5 زان شمع بی‌نظیر که در لامکان بتافت·پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
  6. 6 گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت·مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
  7. 7 بعد از چهار سال نشستیم دو به دو·یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
  8. 8 انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق·انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
  9. 9 رانیم بالش شه و رانی به زخم مار·با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
  10. 10 تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری·زان مشک‌های آهوی تاتارم آرزوست
  11. 11 باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست·ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست
  12. 12 عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب·صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
  13. 13 با داردار وعده وصلت رسید صبر·هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
  14. 14 هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز·و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست
  15. 15 دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست·لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست
  16. 16 مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل·از مکر توبه کردم مکارم آرزوست
  17. 17 تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست·از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست
  18. 18 زان طره‌های زلف کمرساز بنده را·کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
  19. 19 موسی جان بدید درختی ز نور نار·آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
  20. 20 تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین·اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست

ganjoor: sh452 · public domain