沙姆斯集› 抒情詩 452› 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۲
- عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
G452:12
您的語言
啊,蝙蝠,太陽的榮耀對你而言是恥辱,我已百般叩首,我渴望的正是那份恥辱。
對於像蝙蝠一樣無法直視真理的人來說,太陽的光輝是一種羞辱。而我,早已向那光輝獻上無數次叩拜,我渴望的正是那份能讓俗世感到羞恥的榮耀。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
خفاش蝙蝠。在蘇菲文學中,常用來比喻那些無法或不願看見神聖真理之光的人。عار恥辱,羞恥。此處詩人將世人眼中的「恥辱」(對神的狂熱之愛)視為自己的榮耀。
全詩 ↗
- 1 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست·بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
- 2 هندوی طرهات چه رسن باز لولییست·لولی گری طره طرارم آرزوست
- 3 اندر دلم ز غمزه غماز فتنههاست·فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست
- 4 زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوشست·غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست
- 5 زان شمع بینظیر که در لامکان بتافت·پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
- 6 گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت·مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
- 7 بعد از چهار سال نشستیم دو به دو·یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
- 8 انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق·انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
- 9 رانیم بالش شه و رانی به زخم مار·با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
- 10 تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری·زان مشکهای آهوی تاتارم آرزوست
- 11 باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست·ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست
- 12 عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب·صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
- 13 با داردار وعده وصلت رسید صبر·هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
- 14 هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز·و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست
- 15 دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست·لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست
- 16 مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل·از مکر توبه کردم مکارم آرزوست
- 17 تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست·از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست
- 18 زان طرههای زلف کمرساز بنده را·کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
- 19 موسی جان بدید درختی ز نور نار·آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
- 20 تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین·اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست
ganjoor: sh452 · public domain