沙姆斯集› 抒情詩 455› 詩節 13 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۵
- چون ساده شد ز نقش همه نقشها در اوست آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست
G455:13
您的語言
當它自圖案中變得質樸,萬象便在其中;那質樸之面,不因誰而羞愧。
當心靈變得純淨,擺脫了所有特定的形象,它就能反映出宇宙萬象。擁有這樣一顆純淨之心的人,在任何人面前都不會感到羞愧。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
ساده رو質樸之面、純真之人。
全詩 ↗
- 1 آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست·نابوده به که بودن او غیر عار نیست
- 2 در عشق باش مست که عشقست هر چه هست·بی کار و بار عشق بر دوست بار نیست
- 3 گویند عشق چیست بگو ترک اختیار·هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست
- 4 عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار·هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست
- 5 عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد·دل بر جز این منه که به جز مستعار نیست
- 6 تا کی کنار گیری معشوق مرده را·جان را کنار گیر که او را کنار نیست
- 7 آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان·گلزار عشق را مدد از نوبهار نیست
- 8 آن گل که از بهار بود خار یار اوست·وان می که از عصیر بود بیخمار نیست
- 9 نظاره گو مباش در این راه و منتظر·والله که هیچ مرگ بتر ز انتظار نیست
- 10 بر نقد قلب زن تو اگر قلب نیستی·این نکته گوش کن اگرت گوشوار نیست
- 11 بر اسب تن ملرز سبکتر پیاده شو·پرش دهد خدای که بر تن سوار نیست
- 12 اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام·چون روی آینه که به نقش و نگار نیست
- 13 چون ساده شد ز نقش همه نقشها در اوست·آن ساده رو ز روی کسی شرمسار نیست
- 14 از عیب ساده خواهی خود را در او نگر·کو را ز راست گویی شرم و حذار نیست
- 15 چون روی آهنین ز صفا این هنر بیافت·تا روی دل چه یابد کو را غبار نیست
- 16 گویم چه یابد او؟ نه، نگویم، خَمُش به است·تا دلستان نگوید کو رازدار نیست
ganjoor: sh455 · public domain