沙姆斯集› 抒情詩 879› 詩節 13 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۷۹

  1. درده ز جام باده که یسقون من رحیق که‌اندیشه را نبرد جز عشرت جدید

G879:13

您的語言

從那「他們將被賜飲純淨之酒」的杯中賜酒吧,因為除了嶄新的歡愉,無物能斬斷思慮。
請賜予我們神聖的靈性之酒,因為只有這種超凡的喜悅才能讓我們擺脫世俗的憂思與紛擾。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

یسقون من رحیق「他們將被賜飲純淨之酒」。直接引用《古蘭經》83章25節,描述天堂中的飲品。عشرت歡愉,享樂,快活。

全詩 ↗

  1. 1 صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید·وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
  2. 2 صوفی‌ِ چرخ خرقه و شال کبود خویش·تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید
  3. 3 رومی روز بعد هزیمت چو دست یافت·از تخت‌ِ مُلک زنگی‌ِ شب را فروکشید
  4. 4 زان‌سو که تُرک شادی و هندوی غم رسید·آمد شدی‌ست دایم و راهی‌ست ناپدید
  5. 5 یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت·ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید
  6. 6 زین راه نابدید معما کی بو برد·آنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید
  7. 7 حیران شده‌ست شب که کی رویش سیاه کرد·حیران شده‌ست روز که خوبش که آفرید
  8. 8 حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاه·نیمی دگر چرنده شد و زان همی‌چرید
  9. 9 نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنی·نیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید
  10. 10 شب مرد و زنده گشت‌ حیات است بعد مرگ·ای غم بکش مرا که حسینم‌، توی یزید
  11. 11 گوهر مزاد کرد که ‌«این را کی می‌خرد‌؟‌»·کس را بها نبود همو خود ز خود خرید
  12. 12 امروز ساقیا همه مهمان تو شدیم·هر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید
  13. 13 درده ز جام باده که یسقون من رحیق·که‌اندیشه را نبرد جز عشرت جدید
  14. 14 رندان تشنه‌دل چو به اسراف می‌خورند·خود را چو گم کنند‌، بیابند آن کلید
  15. 15 پهلوی خُم وحدت بگرفته‌ای مقام·با نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید
  16. 16 خاموش کن که جان ز فرح بال‌می‌زند·تا آن شراب در سر و رگ‌های جان دوید

ganjoor: sh879 · public domain