沙姆斯集› 抒情詩 879› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۷۹

  1. صوفی‌ِ چرخ خرقه و شال کبود خویش تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید

G879:2

您的語言

天體的蘇菲行者,將他那青藍的長袍與披肩,故意地,一路撕裂到肚臍眼。
天空被比作一位蘇菲修士,黎明的到來使他陷入狂喜,以至於他撕裂了自己象徵夜空的藍色外袍。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

صوفی‌ِ چرخ天體的蘇菲。將天空比作一位身穿藍袍的蘇菲行者。خرقه(蘇菲行者穿的)拼布長袍,修士服。فرودرید他撕裂了。在蘇菲傳統中,撕裂衣服可表示無法抑制的狂喜或悲痛。

全詩 ↗

  1. 1 صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید·وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
  2. 2 صوفی‌ِ چرخ خرقه و شال کبود خویش·تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید
  3. 3 رومی روز بعد هزیمت چو دست یافت·از تخت‌ِ مُلک زنگی‌ِ شب را فروکشید
  4. 4 زان‌سو که تُرک شادی و هندوی غم رسید·آمد شدی‌ست دایم و راهی‌ست ناپدید
  5. 5 یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت·ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید
  6. 6 زین راه نابدید معما کی بو برد·آنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید
  7. 7 حیران شده‌ست شب که کی رویش سیاه کرد·حیران شده‌ست روز که خوبش که آفرید
  8. 8 حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاه·نیمی دگر چرنده شد و زان همی‌چرید
  9. 9 نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنی·نیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید
  10. 10 شب مرد و زنده گشت‌ حیات است بعد مرگ·ای غم بکش مرا که حسینم‌، توی یزید
  11. 11 گوهر مزاد کرد که ‌«این را کی می‌خرد‌؟‌»·کس را بها نبود همو خود ز خود خرید
  12. 12 امروز ساقیا همه مهمان تو شدیم·هر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید
  13. 13 درده ز جام باده که یسقون من رحیق·که‌اندیشه را نبرد جز عشرت جدید
  14. 14 رندان تشنه‌دل چو به اسراف می‌خورند·خود را چو گم کنند‌، بیابند آن کلید
  15. 15 پهلوی خُم وحدت بگرفته‌ای مقام·با نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید
  16. 16 خاموش کن که جان ز فرح بال‌می‌زند·تا آن شراب در سر و رگ‌های جان دوید

ganjoor: sh879 · public domain