沙姆斯集› 抒情詩 879› 詩節 5 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۷۹

  1. یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید

G879:5

您的語言

主啊,阿比西尼亞王的軍隊逃往了何方?羅馬凱撒的軍隊又忽地從何而來?
詩人以驚嘆的口吻發問:黑夜(阿比西尼亞軍)是如何消失的?白晝(羅馬軍)又是如何突然降臨的?

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

حبش阿比西尼亞(今衣索比亞)。與「辛吉」類似,因其居民膚色而象徵黑夜。قیصر روم羅馬的凱撒。象徵白晝的統治者。

全詩 ↗

  1. 1 صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید·وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
  2. 2 صوفی‌ِ چرخ خرقه و شال کبود خویش·تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید
  3. 3 رومی روز بعد هزیمت چو دست یافت·از تخت‌ِ مُلک زنگی‌ِ شب را فروکشید
  4. 4 زان‌سو که تُرک شادی و هندوی غم رسید·آمد شدی‌ست دایم و راهی‌ست ناپدید
  5. 5 یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت·ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید
  6. 6 زین راه نابدید معما کی بو برد·آنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید
  7. 7 حیران شده‌ست شب که کی رویش سیاه کرد·حیران شده‌ست روز که خوبش که آفرید
  8. 8 حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاه·نیمی دگر چرنده شد و زان همی‌چرید
  9. 9 نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنی·نیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید
  10. 10 شب مرد و زنده گشت‌ حیات است بعد مرگ·ای غم بکش مرا که حسینم‌، توی یزید
  11. 11 گوهر مزاد کرد که ‌«این را کی می‌خرد‌؟‌»·کس را بها نبود همو خود ز خود خرید
  12. 12 امروز ساقیا همه مهمان تو شدیم·هر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید
  13. 13 درده ز جام باده که یسقون من رحیق·که‌اندیشه را نبرد جز عشرت جدید
  14. 14 رندان تشنه‌دل چو به اسراف می‌خورند·خود را چو گم کنند‌، بیابند آن کلید
  15. 15 پهلوی خُم وحدت بگرفته‌ای مقام·با نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید
  16. 16 خاموش کن که جان ز فرح بال‌می‌زند·تا آن شراب در سر و رگ‌های جان دوید

ganjoor: sh879 · public domain