沙姆斯集› 抒情詩 888› 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۸۸

  1. نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنند نقش جهان جانب نقش نگر می‌رود

G888:12

您的語言

蘆笛、手鼓與豎琴,是為了耳朵而彈奏,世間的形貌,是朝著那觀看形貌者運行。
音樂是為了聽者而存在,同樣地,整個物質世界的萬千景象,也是為了那有能力感知與欣賞的「觀看者」而展現。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

نای蘆笛,蘇菲文學中象徵渴望回歸本源的靈魂。دف一種手鼓,常用於蘇菲儀式。چنگ箜篌、豎琴。

全詩 ↗

  1. 1 زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود·در دل و در دیده‌ها همچو نظر می‌رود
  2. 2 چشم چو مریخ او مست ز تاریخ او·جان به سوی ناوکش همچو سپر می‌رود
  3. 3 ابروی چون سنبله بی‌خبرست از مهش·گر خبرستش چرا فوق قمر می‌رود
  4. 4 ذره چرا شد سوار بر سر کره هوا·چون سوی تو آفتاب جمله به سر می‌رود
  5. 5 آن زحل از ابلهی جست زبردستیی·غافل از آن کاین فلک زیر و زبر می‌رود
  6. 6 دل ز شب زلف تو دید رخ همچو روز·زین شب و روز او نهان همچو سحر می‌رود
  7. 7 ترک فلک گاو را بر سر گردون ببست·کرد ندا در جهان کی به سفر می‌رود
  8. 8 جامه کبود آسمان کرد ز دست قضا·این قدرش فهم نی کو به قدر می‌رود
  9. 9 خاک دهان خشک را رعد بشارت دهد·کابر چو مشک سقا بهر مطر می‌رود
  10. 10 اختر و ابر و فلک جنی و دیو و ملک·آخر ای بی‌یقین بهر بشر می‌رود
  11. 11 پنبه برون کن ز گوش عقل و بصر را مپوش·کان صنم حله پوش سوی بصر می‌رود
  12. 12 نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنند·نقش جهان جانب نقش نگر می‌رود
  13. 13 آن نظری جو که آن هست ز نور قدیم·کاین نظر ناریت همچو شرر می‌رود
  14. 14 جنس رود سوی جنس بس بود این امتحان·شه سوی شه می‌رود خر سوی خر می‌رود
  15. 15 هر چه نهال ترست جانب بستان برند·خشک چو هیزم شود زیر تبر می‌رود
  16. 16 آب معانی بخور هر دم چون شاخ تر·شکر که در باغ عشق جوی شکر می‌رود
  17. 17 بس کن از این امر و نهی بین که تو نفس حرون·چونش بگویی مرو لنگ بتر می‌رود
  18. 18 جان سوی تبریز شد در هوس شمس دین·جان صدفست و سوی بحر گهر می‌رود

ganjoor: sh888 · public domain