沙姆斯集› 抒情詩 888› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۸۸

  1. ترک فلک گاو را بر سر گردون ببست کرد ندا در جهان کی به سفر می‌رود

G888:7

您的語言

突厥人將金牛座縛於天穹之上,在世間宣告:誰願踏上旅程?
掌控天穹的權威(此處比喻為突厥人)將金牛座固定在天上,並向全世界發出邀請:誰準備好要開始這趟靈性之旅?

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

ترک فلک字面意為「天空的突厥人」,在魯米詩中常指代神聖、超越性的力量或美麗而威嚴的愛人。گاو公牛,此處指金牛座(Taurus)。گردون旋轉的天穹、天空。

全詩 ↗

  1. 1 زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود·در دل و در دیده‌ها همچو نظر می‌رود
  2. 2 چشم چو مریخ او مست ز تاریخ او·جان به سوی ناوکش همچو سپر می‌رود
  3. 3 ابروی چون سنبله بی‌خبرست از مهش·گر خبرستش چرا فوق قمر می‌رود
  4. 4 ذره چرا شد سوار بر سر کره هوا·چون سوی تو آفتاب جمله به سر می‌رود
  5. 5 آن زحل از ابلهی جست زبردستیی·غافل از آن کاین فلک زیر و زبر می‌رود
  6. 6 دل ز شب زلف تو دید رخ همچو روز·زین شب و روز او نهان همچو سحر می‌رود
  7. 7 ترک فلک گاو را بر سر گردون ببست·کرد ندا در جهان کی به سفر می‌رود
  8. 8 جامه کبود آسمان کرد ز دست قضا·این قدرش فهم نی کو به قدر می‌رود
  9. 9 خاک دهان خشک را رعد بشارت دهد·کابر چو مشک سقا بهر مطر می‌رود
  10. 10 اختر و ابر و فلک جنی و دیو و ملک·آخر ای بی‌یقین بهر بشر می‌رود
  11. 11 پنبه برون کن ز گوش عقل و بصر را مپوش·کان صنم حله پوش سوی بصر می‌رود
  12. 12 نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنند·نقش جهان جانب نقش نگر می‌رود
  13. 13 آن نظری جو که آن هست ز نور قدیم·کاین نظر ناریت همچو شرر می‌رود
  14. 14 جنس رود سوی جنس بس بود این امتحان·شه سوی شه می‌رود خر سوی خر می‌رود
  15. 15 هر چه نهال ترست جانب بستان برند·خشک چو هیزم شود زیر تبر می‌رود
  16. 16 آب معانی بخور هر دم چون شاخ تر·شکر که در باغ عشق جوی شکر می‌رود
  17. 17 بس کن از این امر و نهی بین که تو نفس حرون·چونش بگویی مرو لنگ بتر می‌رود
  18. 18 جان سوی تبریز شد در هوس شمس دین·جان صدفست و سوی بحر گهر می‌رود

ganjoor: sh888 · public domain