沙姆斯集› 抒情詩 888› 詩節 9 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۸۸

  1. خاک دهان خشک را رعد بشارت دهد کابر چو مشک سقا بهر مطر می‌رود

G888:9

您的語言

雷鳴向乾涸的土地宣告佳音:那雲彩如揹水人,正為著雨水而運行。
雷聲給乾渴的大地帶來了好消息,預示著那如同揹著水袋的送水工一般的雲朵,正為了降下甘霖而來。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

مشک سقا揹水人(سقا)的水袋(مشک),通常由羊皮製成。مطر雨水(阿拉伯語借詞)。

全詩 ↗

  1. 1 زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود·در دل و در دیده‌ها همچو نظر می‌رود
  2. 2 چشم چو مریخ او مست ز تاریخ او·جان به سوی ناوکش همچو سپر می‌رود
  3. 3 ابروی چون سنبله بی‌خبرست از مهش·گر خبرستش چرا فوق قمر می‌رود
  4. 4 ذره چرا شد سوار بر سر کره هوا·چون سوی تو آفتاب جمله به سر می‌رود
  5. 5 آن زحل از ابلهی جست زبردستیی·غافل از آن کاین فلک زیر و زبر می‌رود
  6. 6 دل ز شب زلف تو دید رخ همچو روز·زین شب و روز او نهان همچو سحر می‌رود
  7. 7 ترک فلک گاو را بر سر گردون ببست·کرد ندا در جهان کی به سفر می‌رود
  8. 8 جامه کبود آسمان کرد ز دست قضا·این قدرش فهم نی کو به قدر می‌رود
  9. 9 خاک دهان خشک را رعد بشارت دهد·کابر چو مشک سقا بهر مطر می‌رود
  10. 10 اختر و ابر و فلک جنی و دیو و ملک·آخر ای بی‌یقین بهر بشر می‌رود
  11. 11 پنبه برون کن ز گوش عقل و بصر را مپوش·کان صنم حله پوش سوی بصر می‌رود
  12. 12 نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنند·نقش جهان جانب نقش نگر می‌رود
  13. 13 آن نظری جو که آن هست ز نور قدیم·کاین نظر ناریت همچو شرر می‌رود
  14. 14 جنس رود سوی جنس بس بود این امتحان·شه سوی شه می‌رود خر سوی خر می‌رود
  15. 15 هر چه نهال ترست جانب بستان برند·خشک چو هیزم شود زیر تبر می‌رود
  16. 16 آب معانی بخور هر دم چون شاخ تر·شکر که در باغ عشق جوی شکر می‌رود
  17. 17 بس کن از این امر و نهی بین که تو نفس حرون·چونش بگویی مرو لنگ بتر می‌رود
  18. 18 جان سوی تبریز شد در هوس شمس دین·جان صدفست و سوی بحر گهر می‌رود

ganjoor: sh888 · public domain