دیوان شمس› غزل ۱۷۷۰› بیت ۱۰ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۷۰
- گر به دو صد کوه چو بز بردوی من که و بز را دو شکم بردرم
G1770:10
به زبانِ تو
«اگر تو مانند بز کوهی به سوی دویست کوه بدوی،من هم آن کوه و هم آن بز را با یک ضربه از میان برمیدارم.»
حتی اگر نهایت قدرت و چابکی خود را به کار بگیری، قدرت من چنان است که هم تو و هم مانع پیش رویت را به سادگی نابود میکنم.
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
بردویبتازی، بدوی.کهمخفف کوه.بردرمپاره میکنم، میشکافم.
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 آمد سرمست سحر دلبرم·بیخود و بنشست به مجلس برم
- 2 گرم شد و عربده آغاز کرد·گفت که تو نقشی و من آزرم
- 3 تو به دو پر می پری و من به صد·تو ز دو کس من ز دو صد خوشترم
- 4 گرچه فروتر بنشستم ز لطف·من ز حریفان به دو سر برترم
- 5 یک قدحم بیست چو جام شماست·تا همه دانند که من دیگرم
- 6 ساغر من تا لب و باقی به نیم·جان و دلم زفت و به تن لاغرم
- 7 صورت من ناید در چشم سر·زان که از این سر نیم و زان سرم
- 8 من پنهان در دل و دل هم نهان·زانک در این هر دو صدف گوهرم
- 9 گر قدحی بیشتر از من خوری·من دو سبو بیشتر از تو خورم
- 10 گر به دو صد کوه چو بز بردوی·من که و بز را دو شکم بردرم
- 11 چون بدوم مه نبود همتکم·چون بجهم چرخ بود چنبرم
- 12 چون ببرم دست به سوی سلاح·دشنه خورشید بود خنجرم
- 13 خشک نماید بر تو این غزل·چون نشدی تر ز نم کوثرم
- 14 کور نهام لیک مرا کیمیاست·این درم قلب از آن می خرم
- 15 جزو و کلم یار مرا درخور است·نی خوردم غم و نه من غم خورم
ganjoor: sh1770 · public domain