دیوان شمس غزل ۱۷۷۰ بیت ۷ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۷۰

  1. صورت من ناید در چشم سر زان که از این سر نیم و زان سرم

G1770:7

به زبانِ تو

«چهره و صورت من با چشم ظاهر دیده نمی‌شود،زیرا من نه از این دنیا و نه از آن دنیا، بلکه از جهانی دیگرم.»
حقیقت وجود من با حواس ظاهری قابل درک نیست، چرا که من به این جهان مادی یا حتی جهان دیگر تعلق ندارم و فراتر از آنهایم.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

چشم سرچشم ظاهری، در مقابل چشم دل یا بصیرت.زان سرماز آن جهان هستم، به آن دنیا تعلق دارم.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 آمد سرمست سحر دلبرم·بیخود و بنشست به مجلس برم
  2. 2 گرم شد و عربده آغاز کرد·گفت که تو نقشی و من آزرم
  3. 3 تو به دو پر می پری و من به صد·تو ز دو کس من ز دو صد خوشترم
  4. 4 گرچه فروتر بنشستم ز لطف·من ز حریفان به دو سر برترم
  5. 5 یک قدحم بیست چو جام شماست·تا همه دانند که من دیگرم
  6. 6 ساغر من تا لب و باقی به نیم·جان و دلم زفت و به تن لاغرم
  7. 7 صورت من ناید در چشم سر·زان که از این سر نیم و زان سرم
  8. 8 من پنهان در دل و دل هم نهان·زانک در این هر دو صدف گوهرم
  9. 9 گر قدحی بیشتر از من خوری·من دو سبو بیشتر از تو خورم
  10. 10 گر به دو صد کوه چو بز بردوی·من که و بز را دو شکم بردرم
  11. 11 چون بدوم مه نبود همتکم·چون بجهم چرخ بود چنبرم
  12. 12 چون ببرم دست به سوی سلاح·دشنه خورشید بود خنجرم
  13. 13 خشک نماید بر تو این غزل·چون نشدی تر ز نم کوثرم
  14. 14 کور نه‌ام لیک مرا کیمیاست·این درم قلب از آن می خرم
  15. 15 جزو و کلم یار مرا درخور است·نی خوردم غم و نه من غم خورم

ganjoor: sh1770 · public domain