دیوان شمس غزل ۱۷۷۰ بیت ۲ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۷۰

  1. گرم شد و عربده آغاز کرد گفت که تو نقشی و من آزرم

G1770:2

به زبانِ تو

گرم گفتگو شد و با شور و هیجان آغاز به سخن کردو گفت: «تو فقط یک تصویر هستی و من آتشم.»
او با حرارت شروع به سخن گفتن کرد و گفت که تو تنها یک صورت ظاهری هستی، در حالی که من حقیقت سوزاننده‌ای همچون آتش هستم.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

عربدهفریاد و هیاهو از روی مستی، در اینجا به معنی سخن گفتن پرشور و بی‌پروا.آزرمآذر هستم، آتش هستم. آزر در فارسی کهن به معنی آتش است.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 آمد سرمست سحر دلبرم·بیخود و بنشست به مجلس برم
  2. 2 گرم شد و عربده آغاز کرد·گفت که تو نقشی و من آزرم
  3. 3 تو به دو پر می پری و من به صد·تو ز دو کس من ز دو صد خوشترم
  4. 4 گرچه فروتر بنشستم ز لطف·من ز حریفان به دو سر برترم
  5. 5 یک قدحم بیست چو جام شماست·تا همه دانند که من دیگرم
  6. 6 ساغر من تا لب و باقی به نیم·جان و دلم زفت و به تن لاغرم
  7. 7 صورت من ناید در چشم سر·زان که از این سر نیم و زان سرم
  8. 8 من پنهان در دل و دل هم نهان·زانک در این هر دو صدف گوهرم
  9. 9 گر قدحی بیشتر از من خوری·من دو سبو بیشتر از تو خورم
  10. 10 گر به دو صد کوه چو بز بردوی·من که و بز را دو شکم بردرم
  11. 11 چون بدوم مه نبود همتکم·چون بجهم چرخ بود چنبرم
  12. 12 چون ببرم دست به سوی سلاح·دشنه خورشید بود خنجرم
  13. 13 خشک نماید بر تو این غزل·چون نشدی تر ز نم کوثرم
  14. 14 کور نه‌ام لیک مرا کیمیاست·این درم قلب از آن می خرم
  15. 15 جزو و کلم یار مرا درخور است·نی خوردم غم و نه من غم خورم

ganjoor: sh1770 · public domain