دیوان شمس غزل ۱۷۷۰ بیت ۱۴ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۷۷۰

  1. کور نه‌ام لیک مرا کیمیاست این درم قلب از آن می خرم

G1770:14

به زبانِ تو

«من نابینا نیستم، اما علمی همچون کیمیا دارم؛به همین دلیل است که این سکهٔ بی‌ارزش را می‌خرم.»
من به خوبی ارزش‌ها را تشخیص می‌دهم، اما چون قدرت تبدیل دارم (مانند کیمیا که مس را طلا می‌کند)، این وجود بی‌ارزش تو را با آغوش باز می‌پذیرم تا آن را ارزشمند کنم.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

کیمیاعلم باستانی که هدف آن تبدیل فلزات پست به طلا بود؛ استعاره از قدرت دگرگون‌سازی معنوی.درم قلبسکه تقلبی، پول بی‌ارزش. استعاره از وجود ناقص و مادی انسان.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 آمد سرمست سحر دلبرم·بیخود و بنشست به مجلس برم
  2. 2 گرم شد و عربده آغاز کرد·گفت که تو نقشی و من آزرم
  3. 3 تو به دو پر می پری و من به صد·تو ز دو کس من ز دو صد خوشترم
  4. 4 گرچه فروتر بنشستم ز لطف·من ز حریفان به دو سر برترم
  5. 5 یک قدحم بیست چو جام شماست·تا همه دانند که من دیگرم
  6. 6 ساغر من تا لب و باقی به نیم·جان و دلم زفت و به تن لاغرم
  7. 7 صورت من ناید در چشم سر·زان که از این سر نیم و زان سرم
  8. 8 من پنهان در دل و دل هم نهان·زانک در این هر دو صدف گوهرم
  9. 9 گر قدحی بیشتر از من خوری·من دو سبو بیشتر از تو خورم
  10. 10 گر به دو صد کوه چو بز بردوی·من که و بز را دو شکم بردرم
  11. 11 چون بدوم مه نبود همتکم·چون بجهم چرخ بود چنبرم
  12. 12 چون ببرم دست به سوی سلاح·دشنه خورشید بود خنجرم
  13. 13 خشک نماید بر تو این غزل·چون نشدی تر ز نم کوثرم
  14. 14 کور نه‌ام لیک مرا کیمیاست·این درم قلب از آن می خرم
  15. 15 جزو و کلم یار مرا درخور است·نی خوردم غم و نه من غم خورم

ganjoor: sh1770 · public domain