Citește› Daftar 1› Secțiune 23 ← anterior · următor →
بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه
Explicarea faptului că aceste diferențe sunt în forma metodei, nu în adevărul căii
- M1:506 او ز یک رنگیّ عیسی بو نداشتوز مزاج خمّ عیسی خو نداشت
- M1:507 جامهٔ صد رنگ از آن خمِّ صفاساده و یکرنگ گشتی چون صبا
- M1:508 نیست یکرنگی کزو خیزد ملالبل مثال ماهی و آب زلال
- M1:509 گرچه در خشکی هزاران رنگهاستماهیان را با یُبوسَت جنگهاست
- M1:510 کیست ماهی چیست دریا در مثلتا بدان مانَد مَلِک عزَّ و جَل
- M1:511 صدهزاران بحر و ماهی در وجودسجده آرد پیش آن اکرام و جود
- M1:512 چند بارانِ عطا باران شدهتا بدانْ آن بحر دُرّ افشان شده
- M1:513 چند خورشیدِ کرَم افروختهتا که ابر و بحر جود آموخته
- M1:514 پرتو دانش زده بر خاک و طینتا که شد دانه پذیرنده زمین
- M1:515 خاکْ امین و هر چه در وی کاشتیبیخیانت جنسِ آن برداشتی
- M1:516 این امانت زان امانت یافتستکآفتابِ عدل بر وی تافتست
- M1:517 تا نشانِ حق نیارد نوبهارخاکْ سِرها را نکرده آشکار
- M1:518 آن جوادی که جمادی را بداداین خبرها وین امانت وین سَداد
- M1:519 مر جمادی را کند فضلش خبیرعاقلان را کرده قهرِ او ضریر
- M1:520 جان و دل را طاقتِ آن جوش نیستبا که گویم در جهان یک گوش نیست
- M1:521 هر کجا گوشی بُد از وی چشم گشتهر کجا سنگی بُد از وی یَشم گشت
- M1:522 کیمیاسازست چهبود کیمیامعجزه بخش است چهبود سیمیا
- M1:523 این ثنا گفتن ز من ترکِ ثناستکین دلیلِ هستی و هستی خطاست
- M1:524 پیشِ هستِ او بباید نیست بودچیست هستی پیش او کور و کبود
- M1:525 گر نبودی کور زو بگداختیگرمی خورشید را بشناختی
- M1:526 ور نبودی او کبود از تعزیَتکی فسردی همچو یخ این ناحیَت