沙姆斯集› 抒情詩 1427› 詩節 12 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۴۲۷

  1. منم عیسی خوش خنده که شد عالم به من زنده ولی نسبت ز حق دارم من از مریم نمی‌دارم

G1427:12

您的語言

我是那含笑的耶穌,世界因我而復甦。但我這份傳承來自神,與馬利亞毫無關係。
我如同耶穌,為世界帶來靈性的生命與喜悅。然而,我的本質與權柄直接源於神,而非通過任何塵世的血緣或媒介。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

عیسی耶穌,以其治癒和復活死者的神蹟聞名。نسبت關係、聯繫、血緣。حق真理、真實、神。蘇菲派對神的稱呼之一。مریم馬利亞,耶穌的母親。

全詩 ↗

  1. 1 من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارم·نه از آبم نه از خاکم سر عالم نمی‌دارم
  2. 2 اگر بالاست پراختر وگر دریاست پرگوهر·وگر صحراست پرعبهر سر آن هم نمی‌دارم
  3. 3 مرا گویی ظریفی کن دمی با ما حریفی کن·مرا گفته‌ست لاتسکن تو را همدم نمی‌دارم
  4. 4 مرا چون دایه فضلش به شیر لطف پرورده‌ست·چو من مخمور آن شیرم سر زمزم نمی‌دارم
  5. 5 در آن شربت که جان سازد دل مشتاق جان بازد·خرد خواهد که دریازد منش محرم نمی‌دارم
  6. 6 ز شادی‌ها چو بیزارم سر غم از کجا دارم·به غیر یار دلدارم خوش و خرم نمی‌دارم
  7. 7 پی آن خمر چون عندم شکم بر روزه می بندم·که من آن سرو آزادم که برگ غم نمی‌دارم
  8. 8 درافتادم در آب جو شدم شسته ز رنگ و بو·ز عشق ذوق زخم او سر مرهم نمی‌دارم
  9. 9 تو روز و شب دو مرکب دان یکی اشهب یکی ادهم·بر اشهب بر نمی‌شینم سر ادهم نمی‌دارم
  10. 10 جز این منهاج روز و شب بود عشاق را مذهب·که بر مسلک به زیر این کهن طارم نمی‌دارم
  11. 11 به باغ عشق مرغانند سوی بی‌سویی پران·من ایشان را سلیمانم ولی خاتم نمی‌دارم
  12. 12 منم عیسی خوش خنده که شد عالم به من زنده·ولی نسبت ز حق دارم من از مریم نمی‌دارم
  13. 13 ز عشق این حرف بشنیدم خموشی راه خود دیدم·بگو عشقا که من با دوست لا و لم نمی‌دارم

ganjoor: sh1427 · public domain