沙姆斯集› 抒情詩 1994› 詩節 1 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۴

  1. بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان

G1994:1

您的語言

且聽輕浮之人講述巡夜官的故事我們圈中的一位浪子,已在此巷弄中隱匿
開篇設定了一個場景:一個來自我們精神同道中的人消失了,而關於他的故事正從那些不懂深情的外人口中流傳。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

بوالهوسان複數,指善變、三心二意、慾望驅使的人;在此指不理解真愛的膚淺旁觀者。میر عسسان巡夜官、夜間警備隊長。在此象徵著尋找失蹤者的權威或行動。رندی一個浪子、不羈之士。在蘇菲詩歌中,常用來指那些超越世俗規範、狂熱追尋神聖真理的靈性追求者。

全詩 ↗

  1. 1 بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان·رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان
  2. 2 مدتی هست که ما در طلبش سوخته‌ایم·شب و روز از طلبش هر طرفی جامه دران
  3. 3 هم در این کوی کسی یافت ز ناگه اثرش·جامه پرخون شده او است ببینید نشان
  4. 4 خون عشاق کهن خود نشود تازه بود·خون چو تازه است بدانید که هست آن فلان
  5. 5 همه خون‌ها چو شود کهنه سیه گردد و خشک·خون عشاق ابد تازه بجوشد ز روان
  6. 6 تو مگو دفع که این دعوی خون کهن است·خون عشاق نخفته‌ست و نخسبد به جهان
  7. 7 غمزه توست که خونی است در این گوشه و بس·نرگس توست که ساقی است دهد رطل گران
  8. 8 غمزه توست که مست آید و دل‌ها دزدد·قصد جان‌ها کند آن سخت دل سخته کمان
  9. 9 داد آن است که آن گمشده را بازدهی·یا چو او شد ز میانه تو درآیی به میان
  10. 10 گر ز میر شکران داد بیابی ای دل·شکر کن شو تو گدازان چو شکر با شکران
  11. 11 گر چنان کشته شوی زنده جاوید شوی·خدمت از جان چنین کشته به تبریز رسان

ganjoor: sh1994 · public domain