沙姆斯集› 抒情詩 1994› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۴
- مدتی هست که ما در طلبش سوختهایم شب و روز از طلبش هر طرفی جامه دران
G1994:2
您的語言
為尋他,我們燃燒自己已有一段時日為尋他,我們日夜奔走於各方,撕裂衣衫
我們這些尋找他的人,長久以來承受著巨大的痛苦和煎熬,因這份失落而陷入瘋狂與悲痛。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
جامه دران撕裂衣衫。波斯文學中表達極度悲傷、狂喜或絕望的傳統動作。
全詩 ↗
- 1 بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان·رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان
- 2 مدتی هست که ما در طلبش سوختهایم·شب و روز از طلبش هر طرفی جامه دران
- 3 هم در این کوی کسی یافت ز ناگه اثرش·جامه پرخون شده او است ببینید نشان
- 4 خون عشاق کهن خود نشود تازه بود·خون چو تازه است بدانید که هست آن فلان
- 5 همه خونها چو شود کهنه سیه گردد و خشک·خون عشاق ابد تازه بجوشد ز روان
- 6 تو مگو دفع که این دعوی خون کهن است·خون عشاق نخفتهست و نخسبد به جهان
- 7 غمزه توست که خونی است در این گوشه و بس·نرگس توست که ساقی است دهد رطل گران
- 8 غمزه توست که مست آید و دلها دزدد·قصد جانها کند آن سخت دل سخته کمان
- 9 داد آن است که آن گمشده را بازدهی·یا چو او شد ز میانه تو درآیی به میان
- 10 گر ز میر شکران داد بیابی ای دل·شکر کن شو تو گدازان چو شکر با شکران
- 11 گر چنان کشته شوی زنده جاوید شوی·خدمت از جان چنین کشته به تبریز رسان
ganjoor: sh1994 · public domain