沙姆斯集› 抒情詩 1994› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۱۹۹۴
- خون عشاق کهن خود نشود تازه بود خون چو تازه است بدانید که هست آن فلان
G1994:4
您的語言
古時戀人的血不會是新鮮的血既是新鮮的,便知曉那正是他
通過一個簡單的推斷,我們確認了受害者的身份:這新鮮的血跡證明,這場悲劇是新近發生的,受害者正是我們正在尋找的那個人。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
فلان某人,那個人。用來指代前面已經提到但不想重複其名的特定對象。
全詩 ↗
- 1 بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان·رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان
- 2 مدتی هست که ما در طلبش سوختهایم·شب و روز از طلبش هر طرفی جامه دران
- 3 هم در این کوی کسی یافت ز ناگه اثرش·جامه پرخون شده او است ببینید نشان
- 4 خون عشاق کهن خود نشود تازه بود·خون چو تازه است بدانید که هست آن فلان
- 5 همه خونها چو شود کهنه سیه گردد و خشک·خون عشاق ابد تازه بجوشد ز روان
- 6 تو مگو دفع که این دعوی خون کهن است·خون عشاق نخفتهست و نخسبد به جهان
- 7 غمزه توست که خونی است در این گوشه و بس·نرگس توست که ساقی است دهد رطل گران
- 8 غمزه توست که مست آید و دلها دزدد·قصد جانها کند آن سخت دل سخته کمان
- 9 داد آن است که آن گمشده را بازدهی·یا چو او شد ز میانه تو درآیی به میان
- 10 گر ز میر شکران داد بیابی ای دل·شکر کن شو تو گدازان چو شکر با شکران
- 11 گر چنان کشته شوی زنده جاوید شوی·خدمت از جان چنین کشته به تبریز رسان
ganjoor: sh1994 · public domain