沙姆斯集 抒情詩 2573 詩節 10 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۷۳

  1. هر کو نمرد خندان تو شمع مخوان او را بو بیش دهد عنبر در وقت پریشانی

G2573:10

您的語言

凡不是含笑而死者,你莫稱他為蠟燭,龍涎香在被碾碎紛亂之時,才散發出更濃的香氣。
真正的靈性生命,就像蠟燭一樣,在燃燒(死亡)時發光;也像龍涎香,在經受苦難(被碾碎)時,才釋放出最美的芬芳。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

عنبر龍涎香,一種珍貴的香料,燃燒或碾碎時香氣更濃郁。پریشانی混亂、紛亂、散落。在此指龍涎香被碾碎或焚燒的狀態。

全詩 ↗

  1. 1 در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی·و اندر تتق غیبی صد یوسف کنعانی
  2. 2 این صورت تن رفته و آن صورت جان مانده·ای صورت جان باقی وی صورت تن فانی
  3. 3 گر چاشنیی خواهی هر شب بنگر خود را·تن مرده و جان پران در روضه رضوانی
  4. 4 ای عشق که آن داری یا رب چه جهان داری·چندان صفتت کردم والله که دو چندانی
  5. 5 المؤمن حلوی و العاش علوی·با تو چه زبان گویم ای جان که نمی‌دانی
  6. 6 چندان بدوان لنگان کاین پای فروماند·وآنگه رسد از سلطان صد مرکب میدانی
  7. 7 می مرد یکی عاشق می‌گفت یکی او را·در حالت جان کندن چون است که خندانی
  8. 8 گفتا چو بپردازم من جمله دهان گردم·صدمرده همی‌خندم بی‌خنده دندانی
  9. 9 زیرا که یکی نیمم نی بود شکر گشتم·نیم دگرم دارد عزم شکرافشانی
  10. 10 هر کو نمرد خندان تو شمع مخوان او را·بو بیش دهد عنبر در وقت پریشانی
  11. 11 ای شهره نوای تو جان است سزای تو·تو مطرب جانانی چون در طمع نانی
  12. 12 کس کیسه میفشان گو کس خرقه میفکن گو·اومید کی ضایع شد از کیسه ربانی
  13. 13 از کیسه حق گردون صد نور و ضیا ریزد·دریا ز عطای حق دارد گهرافشانی
  14. 14 نان ریزه سفره‌ست این کز چرخ همی‌ریزد·بگذر ز فلک بررو گر درخور آن خوانی
  15. 15 گر خسته شود کفت کفی دگرت بخشد·ور خسته شود حلقت در حلقه سلطانی
  16. 16 برگو غزلی برگو پامزد خود از حق جو·بر سوخته زن آبی چون چشمه حیوانی

ganjoor: sh2573 · public domain