沙姆斯集› 抒情詩 2573› 詩節 14 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۷۳
- نان ریزه سفرهست این کز چرخ همیریزد بگذر ز فلک بررو گر درخور آن خوانی
G2573:14
您的語言
這從天體落下的,不過是餐桌上的麵包屑,若你配得上那場盛宴,就超越天穹,向上而去。
我們在物質世界所獲得的一切,與神聖源頭的無限豐盛相比,只是微不足道的碎屑。真正的靈性追求者應當超越物質的局限,去追尋那終極的宴席。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
فلک天體、天穹、蒼穹。خوان餐桌、鋪開的餐布、盛宴。
全詩 ↗
- 1 در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی·و اندر تتق غیبی صد یوسف کنعانی
- 2 این صورت تن رفته و آن صورت جان مانده·ای صورت جان باقی وی صورت تن فانی
- 3 گر چاشنیی خواهی هر شب بنگر خود را·تن مرده و جان پران در روضه رضوانی
- 4 ای عشق که آن داری یا رب چه جهان داری·چندان صفتت کردم والله که دو چندانی
- 5 المؤمن حلوی و العاش علوی·با تو چه زبان گویم ای جان که نمیدانی
- 6 چندان بدوان لنگان کاین پای فروماند·وآنگه رسد از سلطان صد مرکب میدانی
- 7 می مرد یکی عاشق میگفت یکی او را·در حالت جان کندن چون است که خندانی
- 8 گفتا چو بپردازم من جمله دهان گردم·صدمرده همیخندم بیخنده دندانی
- 9 زیرا که یکی نیمم نی بود شکر گشتم·نیم دگرم دارد عزم شکرافشانی
- 10 هر کو نمرد خندان تو شمع مخوان او را·بو بیش دهد عنبر در وقت پریشانی
- 11 ای شهره نوای تو جان است سزای تو·تو مطرب جانانی چون در طمع نانی
- 12 کس کیسه میفشان گو کس خرقه میفکن گو·اومید کی ضایع شد از کیسه ربانی
- 13 از کیسه حق گردون صد نور و ضیا ریزد·دریا ز عطای حق دارد گهرافشانی
- 14 نان ریزه سفرهست این کز چرخ همیریزد·بگذر ز فلک بررو گر درخور آن خوانی
- 15 گر خسته شود کفت کفی دگرت بخشد·ور خسته شود حلقت در حلقه سلطانی
- 16 برگو غزلی برگو پامزد خود از حق جو·بر سوخته زن آبی چون چشمه حیوانی
ganjoor: sh2573 · public domain