沙姆斯集 抒情詩 2573 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۵۷۳

  1. گر چاشنیی خواهی هر شب بنگر خود را تن مرده و جان پران در روضه رضوانی

G2573:3

您的語言

若你渴望一嚐那滋味,每夜看看你自己:肉身已死,靈魂飛翔,在那悅園的天堂裡。
在睡眠中,當身體靜止不動時,靈魂便能自由地體驗其天堂般的家園,這讓我們得以預嘗死後靈魂的狀態。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

چاشنیی一份滋味、一點味道、一次體驗。روضه رضوانی「悅園的天堂」,伊斯蘭傳統中天堂的最高層級之一,由天使長「里茲萬」(Ridwan)守護。

全詩 ↗

  1. 1 در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی·و اندر تتق غیبی صد یوسف کنعانی
  2. 2 این صورت تن رفته و آن صورت جان مانده·ای صورت جان باقی وی صورت تن فانی
  3. 3 گر چاشنیی خواهی هر شب بنگر خود را·تن مرده و جان پران در روضه رضوانی
  4. 4 ای عشق که آن داری یا رب چه جهان داری·چندان صفتت کردم والله که دو چندانی
  5. 5 المؤمن حلوی و العاش علوی·با تو چه زبان گویم ای جان که نمی‌دانی
  6. 6 چندان بدوان لنگان کاین پای فروماند·وآنگه رسد از سلطان صد مرکب میدانی
  7. 7 می مرد یکی عاشق می‌گفت یکی او را·در حالت جان کندن چون است که خندانی
  8. 8 گفتا چو بپردازم من جمله دهان گردم·صدمرده همی‌خندم بی‌خنده دندانی
  9. 9 زیرا که یکی نیمم نی بود شکر گشتم·نیم دگرم دارد عزم شکرافشانی
  10. 10 هر کو نمرد خندان تو شمع مخوان او را·بو بیش دهد عنبر در وقت پریشانی
  11. 11 ای شهره نوای تو جان است سزای تو·تو مطرب جانانی چون در طمع نانی
  12. 12 کس کیسه میفشان گو کس خرقه میفکن گو·اومید کی ضایع شد از کیسه ربانی
  13. 13 از کیسه حق گردون صد نور و ضیا ریزد·دریا ز عطای حق دارد گهرافشانی
  14. 14 نان ریزه سفره‌ست این کز چرخ همی‌ریزد·بگذر ز فلک بررو گر درخور آن خوانی
  15. 15 گر خسته شود کفت کفی دگرت بخشد·ور خسته شود حلقت در حلقه سلطانی
  16. 16 برگو غزلی برگو پامزد خود از حق جو·بر سوخته زن آبی چون چشمه حیوانی

ganjoor: sh2573 · public domain