沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۶
- ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
G456:1
您的語言
擁我入懷吧,儘管祢自身無邊無懷;愛撫一個戀人,對神而言絕非羞恥之事。
詩人懇求無限的摯愛者擁抱他,並斷言,神聖之愛垂憐其創造物並無任何不妥。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
کنار گیر擁抱,拉到一邊。此處有雙關意,既是擁抱,也呼應下一句的「無邊」。عار羞恥,恥辱。
全詩 ↗
- 1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست·عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
- 2 بی حد و بیکناری نایی تو در کنار·ای بحر بیامان که تو را زینهار نیست
- 3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان·چون چرخ بیقرار کسی را قرار نیست
- 4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست·جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
- 5 تا کار و بار عشق هوای تو دیدهام·ما را تحیریست که با کار کار نیست
- 6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیست·یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
- 7 مرغان جستهایم ز صد دام مردوار·دامیست دام تو که از این سو مطار نیست
- 8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح·با جام بادهای که مر آن را خمار نیست
- 9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق·گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
- 10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین·مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
- 11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا·هنگام مردنست زمان عقار نیست
- 12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر·زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
- 13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش·سوی مقربان وصالت گذار نیست
- 14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش·جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست
ganjoor: sh456 · public domain