沙姆斯集› 抒情詩 456› 詩節 8 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۶
- آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح با جام بادهای که مر آن را خمار نیست
G456:8
您的語言
祢愛的使者翩然而至,猶如晨酒的酒官,帶來一杯醇酒,飲下它絕無宿醉之苦。
神聖之愛化身為一位清晨獻上美酒的酒官,帶來靈性的狂喜,這種喜悅是純粹的,不會帶來世俗歡愉之後的痛苦與悔恨。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
ساقی صبوح晨飲的酒官。صبوح指清晨飲酒的習慣,在蘇菲詩歌中象徵每日清晨領受的神聖啟迪。خمار宿醉,酒後的頭痛與不適。
全詩 ↗
- 1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست·عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
- 2 بی حد و بیکناری نایی تو در کنار·ای بحر بیامان که تو را زینهار نیست
- 3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان·چون چرخ بیقرار کسی را قرار نیست
- 4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست·جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
- 5 تا کار و بار عشق هوای تو دیدهام·ما را تحیریست که با کار کار نیست
- 6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیست·یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
- 7 مرغان جستهایم ز صد دام مردوار·دامیست دام تو که از این سو مطار نیست
- 8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح·با جام بادهای که مر آن را خمار نیست
- 9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق·گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
- 10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین·مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
- 11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا·هنگام مردنست زمان عقار نیست
- 12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر·زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
- 13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش·سوی مقربان وصالت گذار نیست
- 14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش·جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست
ganjoor: sh456 · public domain