沙姆斯集 抒情詩 456 詩節 14 ← 上一節

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۶

  1. آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست

G456:14

您的語言

用此酒灑下一些水,滌淨你理智的塵埃;除了愛之明月,存在的一切無非是塵埃。
詩人最終領悟到,應該用這神聖的愛之酒,洗去俗世理智的蒙蔽,因為與永恆的愛相比,世間萬物皆如塵土般虛幻短暫。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

غبار هوش理智的塵埃。指世俗的、分別心的理智,它被視為遮蔽神聖實相的障礙。

全詩 ↗

  1. 1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست·عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
  2. 2 بی حد و بی‌کناری نایی تو در کنار·ای بحر بی‌امان که تو را زینهار نیست
  3. 3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان·چون چرخ بی‌قرار کسی را قرار نیست
  4. 4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست·جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
  5. 5 تا کار و بار عشق هوای تو دیده‌ام·ما را تحیریست که با کار کار نیست
  6. 6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیست·یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
  7. 7 مرغان جسته‌ایم ز صد دام مردوار·دامیست دام تو که از این سو مطار نیست
  8. 8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح·با جام باده‌ای که مر آن را خمار نیست
  9. 9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق·گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
  10. 10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین·مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
  11. 11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا·هنگام مردنست زمان عقار نیست
  12. 12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر·زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
  13. 13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش·سوی مقربان وصالت گذار نیست
  14. 14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش·جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست

ganjoor: sh456 · public domain