沙姆斯集 抒情詩 456 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۶

  1. جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست

G456:4

您的語言

除了祢恩典之海的湧流,我們別無期盼;除了讚美祢的珍珠,我們別無獻禮。
戀人宣告,他唯一的希望來自摯愛者的無限恩典,而他唯一能回報的,只有源於那份恩典的讚美之詞。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

فیض恩典,流溢,神聖的豐饒。نثار拋灑之物,獻禮,祭品。

全詩 ↗

  1. 1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست·عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
  2. 2 بی حد و بی‌کناری نایی تو در کنار·ای بحر بی‌امان که تو را زینهار نیست
  3. 3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان·چون چرخ بی‌قرار کسی را قرار نیست
  4. 4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست·جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
  5. 5 تا کار و بار عشق هوای تو دیده‌ام·ما را تحیریست که با کار کار نیست
  6. 6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیست·یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
  7. 7 مرغان جسته‌ایم ز صد دام مردوار·دامیست دام تو که از این سو مطار نیست
  8. 8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح·با جام باده‌ای که مر آن را خمار نیست
  9. 9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق·گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
  10. 10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین·مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
  11. 11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا·هنگام مردنست زمان عقار نیست
  12. 12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر·زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
  13. 13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش·سوی مقربان وصالت گذار نیست
  14. 14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش·جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست

ganjoor: sh456 · public domain