沙姆斯集› 抒情詩 456› 詩節 6 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۴۵۶
- یک میر وانما که تو را او اسیر نیست یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
G456:6
您的語言
試指出一位王侯,不曾是祢的階下囚;試指出一頭雄獅,不曾是祢的掌中獵物。
摯愛者的力量無遠弗屆,即便是世間最強大的統治者或最兇猛的野獸,也無法逃脫祂的掌控。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
میر王侯,首領,統治者。وانما指出來,展示出來。
全詩 ↗
- 1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست·عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست
- 2 بی حد و بیکناری نایی تو در کنار·ای بحر بیامان که تو را زینهار نیست
- 3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان·چون چرخ بیقرار کسی را قرار نیست
- 4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست·جز گوهر ثنای تو ما را نثار نیست
- 5 تا کار و بار عشق هوای تو دیدهام·ما را تحیریست که با کار کار نیست
- 6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیست·یک شیر وانما که تو را او شکار نیست
- 7 مرغان جستهایم ز صد دام مردوار·دامیست دام تو که از این سو مطار نیست
- 8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح·با جام بادهای که مر آن را خمار نیست
- 9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق·گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست
- 10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین·مپذیر عذر بنده اگر زار زار نیست
- 11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا·هنگام مردنست زمان عقار نیست
- 12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر·زیرا که عاشقان را هیچ اختیار نیست
- 13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش·سوی مقربان وصالت گذار نیست
- 14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش·جز ماه عشق هر چه بود جز غبار نیست
ganjoor: sh456 · public domain