沙姆斯集› 抒情詩 66› 詩節 2 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۶

  1. ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را مهل ساقی خاصت را برای خاص و عامی را

G66:2

您的語言

此刻,從我等的血中尋求你的報償,你的解脫;莫為了任何凡俗大眾,耽擱你專屬的酒保。
現在就藉由犧牲我(尋道者)來尋求你的正義與自由吧;不要為了任何普通人而錯過你與靈性導師之間的獨特連結。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

قصاص(阿拉伯語)血債血償、報復、同態復仇。此處意指一種徹底的了斷或靈性上的清算。خاص و عام「特殊與普遍」。指精英與大眾,此處引申為所有世俗之人,無論其地位高低。

全詩 ↗

  1. 1 تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را·فرومگذار در مجلس چنین اشگرف جامی را
  2. 2 ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را·مهل ساقی خاصت را برای خاص و عامی را
  3. 3 بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را·مشو سخره حلالی را مخوان باده حرامی را
  4. 4 غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی·تو را چون پخته شد جانی مگیر ای پخته خامی را
  5. 5 کسی کز نام می‌لافد بهل کز غصه بشکافد·چو آن مرغی که می‌بافد به گرد خویش دامی را
  6. 6 در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه·مگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را
  7. 7 تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی·مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را
  8. 8 چو بی‌صورت تو جان باشی‌، چه نقصان گر نهان باشی‌؟·چرا دربند آن باشی که واگویی پیامی را
  9. 9 بیا ای هم‌دل محرم، بگیر این بادهٔ خرم·چنان سرمست شو این دم که نشناسی مقامی را
  10. 10 برو ای راه ره پیما بدان خورشید جان‌افزا·از این مجنون پر‌سودا ببر آنجا سلامی را
  11. 11 بگو ای شمس تبریزی از آن می‌های پاییزی·به خود در ساغرم ریزی نفرمایی غلامی را

ganjoor: sh66 · public domain