沙姆斯集› 抒情詩 66› 詩節 3 ← 上一節 · 下一節 →
沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۶
- بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را مشو سخره حلالی را مخوان باده حرامی را
G66:3
您的語言
飲下那威嚴的酒杯,犧牲你的小我與財產,莫被「合法」所嘲弄,莫稱那酒為「非法」。
勇敢地飲下這杯彰顯神聖威嚴的酒,為此獻出你的自我與俗世財富。不要拘泥於世俗律法中何為「合法」,也不要將這神聖的沉醉誤判為「非法」。
ai-draft · gemini-2.5-pro
此節評註
尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:
جلال(阿拉伯語)威嚴、榮耀。在蘇菲神學中,指神威嚴、令人敬畏的一面,與祂慈悲、柔美的一面(جمال)相對。سخره嘲弄、戲弄的對象。حلال(阿拉伯語)合法的、律法所允許的。حرام(阿拉伯語)非法的、律法所禁止的。
全詩 ↗
- 1 تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را·فرومگذار در مجلس چنین اشگرف جامی را
- 2 ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را·مهل ساقی خاصت را برای خاص و عامی را
- 3 بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را·مشو سخره حلالی را مخوان باده حرامی را
- 4 غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی·تو را چون پخته شد جانی مگیر ای پخته خامی را
- 5 کسی کز نام میلافد بهل کز غصه بشکافد·چو آن مرغی که میبافد به گرد خویش دامی را
- 6 در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه·مگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را
- 7 تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی·مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را
- 8 چو بیصورت تو جان باشی، چه نقصان گر نهان باشی؟·چرا دربند آن باشی که واگویی پیامی را
- 9 بیا ای همدل محرم، بگیر این بادهٔ خرم·چنان سرمست شو این دم که نشناسی مقامی را
- 10 برو ای راه ره پیما بدان خورشید جانافزا·از این مجنون پرسودا ببر آنجا سلامی را
- 11 بگو ای شمس تبریزی از آن میهای پاییزی·به خود در ساغرم ریزی نفرمایی غلامی را
ganjoor: sh66 · public domain