沙姆斯集› 抒情詩 66› 詩節 4 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۶

  1. غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی تو را چون پخته شد جانی مگیر ای پخته خامی را

G66:4

您的語言

無知的行徑是錯的,一切不是為了名,就是為了利,你的靈魂既已成熟,啊,成熟者,莫去理會生嫩。
世俗的追求皆是錯誤,人們所為不過是追名逐利。既然你的靈魂已經達到靈性上的成熟,就不要再與那些心智未開的「生人」為伍。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

پخته煮熟的、成熟的。在魯米的語彙中,指靈性上成熟、經驗豐富的追尋者。خام生的、未熟的。指靈性上的初學者或執著於俗世表象的人。

全詩 ↗

  1. 1 تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را·فرومگذار در مجلس چنین اشگرف جامی را
  2. 2 ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را·مهل ساقی خاصت را برای خاص و عامی را
  3. 3 بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را·مشو سخره حلالی را مخوان باده حرامی را
  4. 4 غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی·تو را چون پخته شد جانی مگیر ای پخته خامی را
  5. 5 کسی کز نام می‌لافد بهل کز غصه بشکافد·چو آن مرغی که می‌بافد به گرد خویش دامی را
  6. 6 در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه·مگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را
  7. 7 تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی·مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را
  8. 8 چو بی‌صورت تو جان باشی‌، چه نقصان گر نهان باشی‌؟·چرا دربند آن باشی که واگویی پیامی را
  9. 9 بیا ای هم‌دل محرم، بگیر این بادهٔ خرم·چنان سرمست شو این دم که نشناسی مقامی را
  10. 10 برو ای راه ره پیما بدان خورشید جان‌افزا·از این مجنون پر‌سودا ببر آنجا سلامی را
  11. 11 بگو ای شمس تبریزی از آن می‌های پاییزی·به خود در ساغرم ریزی نفرمایی غلامی را

ganjoor: sh66 · public domain