沙姆斯集› 抒情詩 66› 詩節 7 ← 上一節 · 下一節 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۶۶

  1. تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را

G66:7

您的語言

那 Shīn、Kāf 與 Rā,你莫說,感恩來自蘆葦,莫將一個形象或一句話,當作那活潑靈魂的稱號。
不要只是口頭上說出「感恩」(شکر)這幾個字母,真正的感恩源於那如蘆笛般空靈的心。不要用任何外在的形象或言語,去定義那無限且充滿活力的神聖靈魂。

ai-draft · gemini-2.5-pro

此節評註

尚未寫就——此為對此詩節在全詩脈絡中的細讀:

شین و کاف و ری波斯字母表中的三個字母:ش (shīn)、ک (kāf)、ر (rā)。它們組成了「感恩」(شکر - shukr)一詞。القاب(阿拉伯語)稱號、頭銜(لقب 的複數)。جان حی活潑的靈魂、永生的靈魂。

全詩 ↗

  1. 1 تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را·فرومگذار در مجلس چنین اشگرف جامی را
  2. 2 ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را·مهل ساقی خاصت را برای خاص و عامی را
  3. 3 بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را·مشو سخره حلالی را مخوان باده حرامی را
  4. 4 غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی·تو را چون پخته شد جانی مگیر ای پخته خامی را
  5. 5 کسی کز نام می‌لافد بهل کز غصه بشکافد·چو آن مرغی که می‌بافد به گرد خویش دامی را
  6. 6 در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه·مگو از چرخ وز خانه تو دیده گیر بامی را
  7. 7 تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی·مگو القاب جان حی یکی نقش و کلامی را
  8. 8 چو بی‌صورت تو جان باشی‌، چه نقصان گر نهان باشی‌؟·چرا دربند آن باشی که واگویی پیامی را
  9. 9 بیا ای هم‌دل محرم، بگیر این بادهٔ خرم·چنان سرمست شو این دم که نشناسی مقامی را
  10. 10 برو ای راه ره پیما بدان خورشید جان‌افزا·از این مجنون پر‌سودا ببر آنجا سلامی را
  11. 11 بگو ای شمس تبریزی از آن می‌های پاییزی·به خود در ساغرم ریزی نفرمایی غلامی را

ganjoor: sh66 · public domain