دیوان شمس غزل ۱۸ بیت ۵ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸

  1. گر قالبت در خاک شد جان تو بر افلاک شد گر خرقه تو چاک شد جان تو را نبود فنا

G18:5

به زبانِ تو

اگر کالبد تو به خاک سپرده شد، جان تو به آسمان‌ها پر کشید.اگر خرقهٔ تن تو پاره شد، جان تو را هرگز فنا و نیستی نیست.
مرگ جسمانی به معنای پایان کار نیست. با از بین رفتن جسم، روح که فنایی ندارد، به جایگاه اصلی خود در عالم بالا صعود می‌کند.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

قالبکالبد، جسم، بدن.افلاکجمع فلک، آسمان‌ها.خرقهلباس پشمین و وصله‌دار درویشان. در اینجا استعاره از جسم و تن است.فنانیستی، نابودی.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما·انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ
  2. 2 ای بحر پرمرجان من والله سبک شد جان من·این جان سرگردان من از گردش این آسیا
  3. 3 ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحله·اشتر بخوابان هین هله نه از بهر من بهر خدا
  4. 4 نی نی برو مجنون برو خوش در میان خون برو·از چون مگو بی‌چون برو زیرا که جان را نیست جا
  5. 5 گر قالبت در خاک شد جان تو بر افلاک شد·گر خرقه تو چاک شد جان تو را نبود فنا
  6. 6 از سر دل بیرون نه‌ای بنمای رو کایینه‌ای·چون عشق را سرفتنه‌ای پیش تو آید فتنه‌ها
  7. 7 گویی مرا چون می‌روی گستاخ و افزون می‌روی·بنگر که در خون می‌روی آخر نگویی تا کجا
  8. 8 گفتم کز آتش‌های دل بر روی مفرش‌های دل·می غلط در سودای دل تا بحر یفعل ما یشا
  9. 9 هر دم رسولی می‌رسد جان را گریبان می‌کشد·بر دل خیالی می‌دود یعنی به اصل خود بیا
  10. 10 دل از جهان رنگ و بو گشته گریزان سو به سو·نعره زنان کان اصل کو جامه دران اندر وفا

ganjoor: sh18 · public domain