閱讀 卷 1 章節 139 ← 上一節 · 下一節 →

بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی

關於謝赫的特徵及其順從

  1. M1:2942 ای ضیاء الحق حسام الدین بگیریک دو کاغذ بر فزا در وصف پیر
  2. M1:2943 گرچه جسم نازکت را زور نیستلیک بی خورشید ما را نور نیست
  3. M1:2944 گرچه مصباح و زجاجه گشته‌ایلیک سرخیل دلی سررشته‌ای
  4. M1:2945 چون سر رشته به دست و کام تستدرهای عقد دل ز انعام تست
  5. M1:2946 بر نویس احوال پیر راه‌دانپیر را بگزین و عین راه دان
  6. M1:2947 پیر تابستان و خلقان تیر ماهخلق مانند شبند و پیر ماه
  7. M1:2948 کرده‌ام بخت جوان را نام پیرکو ز حق پیرست نه از ایام پیر
  8. M1:2949 او چنان پیرست کش آغاز نیستبا چنان در یتیم انباز نیست
  9. M1:2950 خود قوی‌تر می‌شود خمر کهنخاصه آن خمری که باشد من لدن
  10. M1:2951 پیر را بگزین که بی پیر این سفرهست بس پر آفت و خوف و خطر
  11. M1:2952 آن رهی که بارها تو رفته‌ایبی قلاوز اندر آن آشفته‌ای
  12. M1:2953 پس رهی را که ندیدستی تو هیچهین مرو تنها ز رهبر سر مپیچ
  13. M1:2954 گر نباشد سایهٔ او بر تو گولپس ترا سرگشته دارد بانگ غول
  14. M1:2955 غولت از ره افکند اندر گزنداز تو داهی‌تر درین ره بس بدند
  15. M1:2956 از نبی بشنو ضلال ره‌روانکه چه شان کرد آن بلیس بدروان
  16. M1:2957 صد هزاران ساله راه از جاده دوربردشان و کردشان ادبیر و عور
  17. M1:2958 استخوانهاشان ببین و مویشانعبرتی گیر و مران خر سویشان
  18. M1:2959 گردن خر گیر و سوی راه کشسوی ره‌بانان و ره‌دانان خوش
  19. M1:2960 هین مهل خر را و دست از وی مدارزانک عشق اوست سوی سبزه‌زار
  20. M1:2961 گر یکی دم تو به غفلت وا هلیشاو رود فرسنگها سوی حشیش
  21. M1:2962 دشمن راهست خر مست علفای که بس خر بنده را کرد او تلف
  22. M1:2963 گر ندانی ره هر آنچ خر بخواستعکس آن کن خود بود آن راه راست
  23. M1:2964 شاوروهن و آنگه خالفواان من لم یعصهن تالف
  24. M1:2965 با هوا و آرزو کم باش دوستچون یضلک عن سبیل الله اوست
  25. M1:2966 این هوا را نشکند اندر جهانهیچ چیزی همچو سایهٔ همرهان